وبلاگ شخصی جدیدم
مخلص همه هستیم
آدرس وبلاگ شخصیم :
http://www.canadairanian.blogspot.com
مخلص همه هستیم
آدرس وبلاگ شخصیم :
http://www.canadairanian.blogspot.com
حالا من به سرزمینی که آرزو کرده بودم رسیدم و چون مسیرم رو و هدفم رو از مهاجرت و برای ترک دیارم دقیق انتخاب کرده بودم ،حالا اصلا پشیمان نیستم و دقیقا به همون جایی رسیدم که می خواستم برسم و همون تصوراتی رو که در ذهنم از کانادا پرورانده بودم ،دیدم .
نه ذره ای کم و نه ذره ای زیاد و برای آینده خودم و خانواده ام هم برنامه هایی دارم که امیدوارم در آینده به تمام اونها هم برسم .
مهم نیست از کجا شروع کرده ایم ،مهم این است به کجا میرویم و چه کار میکنیم و درستی راه و مسیر ما را زمان به ما نشان خواهد داد .
راستش رو بخواهید دیگه توان نوشتن ندارم و مطلبی هم برای نوشتن باقی نمانده ،مهم رسیدن به بهشت است و بهشت من (سید رضا،بچه شهرستانی ،اونم همدان) ،همین کانادا است ،که خدا را شکر با خانواده ام رسیدم و همه اش را لطف خداوند به خود و خانواده ام میدانم ،خودم را یکی از بندگان لایق او دانسته ،نه برای اینکه به خود ببالم ،بلکه بیشتر در برابر درگاهش سر بندگی به خاک بسایم که شاید گوشه نظری از پروردگارم مرا به این سرزمین رسانده تا بتوانم فارغ از هر قیدی بهتر بشناسمش .
تا اینجا همسفر هم بودیم و همه تقریبا مشابه ولی از اینجا به بعد هر کسی راههای مختلفی در سر راه خود دارد و من نمیتوانم شما را راهنمایی کنم ،چون خود من هم نمیدانم راه درست را رفته ام یا راه به خطا میروم .
فقط و فقط زمان این را مشخص میکند .
ولی ای دوستان و هموطنان عزیزم ،با کمال خلوص و تمام نیت قلبیم میگویم و حرف من حقیر را به درستی برداشت کنید که آرامش فکری و زندگی خالی از استرس را اگر می خواهید تجربه کنید ،تا اینجا من درست آمده ام و راه من را دنبال کنید .
مهم زمان رسیدن نیست ،مهم رسیدن به منزل مقصود است و بس .
مهم نیست از کجا شروع کرده ایم ،مهم این است به کجا میرویم و چه کار میکنیم و درستی راه و مسیر ما را زمان به ما نشان خواهد داد .
مهم نیست از کجا شروع کرده ایم ،مهم این است به کجا میرویم و چه کار میکنیم و درستی راه و مسیر ما را زمان به ما نشان خواهد داد .
مهم نیست از کجا شروع کرده ایم ،مهم این است به کجا میرویم و چه کار میکنیم و درستی راه و مسیر ما را زمان به ما نشان خواهد داد .
همیشه براتون بهترین ها رو آرزو دارم ،اگه کاری از من بر میومد با ایمیلم خبر بدید .
حلالم کنید ،قصدم کمک و خدمت بود و اگه از این به بعد بنویسم خیانت کردم ،چون نمیخواهم اسیر راه من شوید ،بدانید راه رفتن و کار برای انجام دادن فراوان هست و کسی گرسنه نمیماند و جلوتون تا بینهایت بازه .......،کسی که بتونه بیاد اینور آب خودش هم میتونه باقی مسیر رو بره .
به پایان رسید این وبلاگ ولی حکایت مهاجرت همچنان باقی است
کوچک شما سید رضا از مونترال کانادا شهر آرزوهای یک بچه شهرستانی که با لطف خدا تونست به بزرگترین آرزوی زندگیش برسه و دیگه آرزویی به این بزرگی نداره ،خدایا ممنونم آدمی شدم که به بزرگترین آرزوم رسیدم و هر چی از الان آرزو کنم از این که بهم دادی خیلی خیلی کوچک تره .
ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم
اول کار این لینک سایت برادر و دوست عزیز از مونترال باز کنید و بخونید و بعدش بیایید سراغ وبلاگ من و ادامه توضیحات :
http://airkanata.blogspot.com/2010/10/blog-post_09.html
اگه این مطلب رو خوندین حالا مطالب من رو ادامه بدین .........
من در جواب به مهندس این رو نوشتم و الان تکمیل تر میکنم که:
خیلی نوشتنت این سری غم داره ،آره منم که تازه اومدم اینجا این رو به خوبی میفهمم که تمام عمر قبلیم رو به بطالت گذرانده ام و همش حرام شده است ،حالا خوبه شما تو ایران بچه مثبت بودی و درس ایران رو هم درست خوندی و رشته تخصصی ات رو خوب بلدی ولی من حتی اونجا هم تنبلی کردم و مثلا لیسانس شیمی گرفتم ولی بویی از شیمی نبرده ام ، تو ایران در طول سنوات قبل کارهای زیادی انجام داده ام تا نان لامذهب رو برای لمبوندن دربیاورم ، از نسخه پیچی داروخانه (8 سال){از طرح کاد گرفته تا اینکه بشه 8 سال} + طراحی کامپیوتر و کارت ویزیت +ویزیتور علمی شرکت دارویی + رانندگی آژانس + مسئول کنترل کیفیت و واحد شیمیایی کارخانه موکت{خیلی عنوانش دهان پر کنه ولی پول نمی دادند و من عطایشان را به گدابازیشان بخشیدم } + کار چاق کن شرکت یک دوست + ویزیتور دو تا شرکت بزرگ دارویی ایران بنامهای داروپخش و فردوس،که تا جا داشت سیستم ما رو استعمار کرد (7سال) ، آری مهندس عزیز به پشت سر که نگاه میکنم کلی زمان و عمر گرانبها رو صرف زور زدن برای این و آن کرده ام و چه شب نخوابی ها که کشیده ام و چه مسیرهای درازی رانندگی کرده ام ،به هر که بگویی این سابقه زور زدن یک آدمه خندش میگیره {فکر میکنه من الان پیرم} ،یک چیز خنده دار بگم :اینجا سر کلاس آموزشی که بعدا توضیح میدم چیه حرف افتاد به زندگی من و گذشته من ،اینها رو که تعریف کردم همشون شاخ در آوردن و یکصدا پرسیدن
Hey guy how old are you
که به زبان شیرین فارسی میشه : داداش مگه چند سال داری؟!
فکر کردند دور از جان شما که میشنوید به اندازه یک خر پیر سن دارم و وقتی گفتم 32 سال کلی با خودشون صوت زدند و سرشون رو تکون دادند .
شما چی فکر میکنید ،مسخره به نظر نمی یاد این همه زور و (با معذرت فراوان) جر خوردگی برای هیچ ،تازه موقع آمدن به کانادا باید کاسه گدایی دستم بگیرم تا بتونم پول اومدن رو جور کنم و خانواده خودم بازم طبق معمول پاشون بیچاره ها گیر بود و تازه خانواده همسرم هم گیر انداخته بودم ،برای یک آدم و یک مرد افت داره بعد از این همه سال هیچ غلطی نتونه بکنه و چه خورد شدنی بیشتر از اینکه بازم بارش رو بر دوش کسی دیگه بگذاره و فقط همین که روی زمانه سیاه {ما کوچک هرچی مرده هستیم ، خودمون رو چسبوندیم به مردها تا ما رو هم با قافله خودشون ببرند} .
مهندس تمام حرفهات رو قبول دارم ما تمام عمرمون رو تا الان هدر دادیم و سرمون رو مثل کبک زیر برف کردیم و اصلا نتونستیم ببینیم که دنیا چقدر بزرگه و خدای اون چقدر توانا ،برای ما از بچگی خدایی ساختن که خیلی سخت گیره و با کوچکترین اشتباه بنده ، اون رو به درک اسفل السافلین میفرسته و در جهنم قهرش چنان آتشی عظیم درست کرده و سیخ های کباب پزی رو داغ داغ کرده تا (مودبانه) بر کف دست خطاکاران بگذاره و دیگهای جوشان سرب رو توی گلوشان خالی کنه تا به سزای عملشان برسند ،اگر بدانید من وقتی محصل راهنمایی بودم چقدر از مرگ میترسیدم و چقدر از گناهان نکرده خود از درگاه خداوند طلب آمرزش میکردم و با بزگتر شدنم نه تنها از بار گناهانم کم نمیشد بلکه به روی آنها هم اضافه میگردید و من بدبخت بیشتر عذاب الهی را احساس میکردم و کارم در دانشگاه به جایی رسیده بود که هر لطف خداوند در حقم را از روی قهر و غضب او میدیدم و اینکه از نردبان بالا میبردم تا محکمتر به زمین کوبیده شوم . {مگر یک نوجوان چه خطایی مرتکب شده که باید این همه بترسد مگر نه اینکه نهایتا جنس مونثی را در خیابان دیده و هوس صحبت با او ، که عملا هم خیلی کم پیش میاید و همه عشق بازی از فکر اون جوان بدبخت عبور کرده است } .
در اینجا من هر دو بعد قضیه هدر رفتن عمر و انرژی را از دید خودم و حال و زندگی خودم صادقانه گفتم و همیشه به همسر گرامی میگویم که : ای کاش من جای پسرمان متیین بودم و اون پدر من بود .
شاید بخندید چرا این را میگویم ،برایتان توضیح میدهم که منظورم رو کامل بفهمید :
پسر عزیز من تو این دیار ،مشکلات پدر بیچاره اش رو نخواهد داشت و مطمئن هستم وقتی بزرگتر بشه و برایش تعریف کنم به من خواهد خندید و باور نخواهد کرد .
پسر من در اینجا دستش برای همه چیز باز است و در هر زمینه ای که بخواهد با مانعی روبرو نمیشود ،تمام سیستم برای پیشرفت او طراحی شده ،شاید پسر من یک برق کش خوب باشد ،شاید یک نانوای و یا آشپز خوب و یا جراحی خوب و یا سیاستمدار و یا ورزشکاری خوب ،هرچه که باشد اینجا آزادانه قدرت انتخاب دارد و هر کجا خواست به راحتی میتواند مسیر زندگی خود را تعیین کند و نه اینکه از روی جبر به مسیر قبلی ادامه دهد و منتظر بازنشستگی باشد .
عشقش را میتواند به راحتی انتخاب کند وشغل، رنگ پوست، درآمد ماهیانه یا .... ، مانعی بر سر راه انتخاب عشقش نمیشوند و طرف مقابلش او را فراتر از این مسائل خواهد دید ،چون اینجا حالت سومی وجود ندارد ،یا طرف مقابل را دوست داری ویا نه ، هیچ اجباری نیست و چیزی نیم بند بین این و آن نیست ،قانون صفر و یک حاکم است .
پسرم اینجا خدایش را بسیار مهربانتر ،بزرگتر، بخشنده تر ،رئوفتر و دارای میلیونها خصوصیت مثبت میبیند و هیچگاه از خالقش و ابزار و ادوات شکنجه اش نمی هراسد ،چون خالق او بی نیاز از تمام این خصلتها است ، یک پدر واقعی نمیتواند ناراحتی فرزندش را ببیند و اگر هم مشکلی باشد سعی در حل آن یا کمک برای حل آن دارد و هیچگاه پاره تن خود را تنها نمیگذارد(با اینکه فرزند در نتیجه هوس پدر و مادر بوجود می آید) ،چه برسد به خالق تمام گیتی که تک تک ذرات وجودی ما از اوست و او ما را با عشقش خلق کرده که از هوس خیلی خیلی برتر است و با ارزش ترین گوهر هستی عشقیست که خداوند در نهاد تمام آدمها گذاشته و همه در دل خود این هسته عشق را دارند .
مهندس عزیز ناراحت نباش ،شاید چون الان مدت زیاد تری شده که از مملکت مهاجرت کرده ای و تمام بدبختیهایی را که تحمل میکردی فراموش کرده ای و دیگر برایت ملموس نیست ،اگر جایی و مکانی که هستی خسته کننده شده ،خواهش میکنم به سایت یوتوب برو و یکسری فیلمهای این 2 سال اخیر هموطنانت را ملاحظه کن ، مطمئن باش دوباره کنترمرکزیت صفر میشود و آماده زندگی با انرژی میشوی .
من به خانمم میگم :اینجا تولدی دیگر است ،مهم نیست چی بودیم ؟ چی کردیم؟چی داشتیم ؟و چی نداشتیم؟
مهم این است که دوباره متولد شده ایم و تنها تفاوتش این خواهد بود که این تولد دوباره در بزرگسالی اتفاق می افتد و میتونیم خطاهای دوران بچگی و نوجوانی رو انجام نداده و به هر آنچه خواسته ایم برسیم و روبه جلو قدم برداریم .
مهندس عزیز خود من همین اول کاری یک دوره 4 روزه دیده ام که گواهینامه رانندگی با لیفتراک را بگیرم و میخواهم برای نان در آوردن برای خانواده ام رانندگی لیفتراک کنم (خیلی هم حال میده)و زبانم رو تقویت کنم و بعد از یکسال نگاه کنم ببینم به کجا رسیده ام و برای باقی راه تصمیم گیری کنم .
شاید برای من که وضعیت درسم تو ایران خیلی خوب نبوده و توپ درس نخواندم اینجا تصمیم گیری راحت تر باشه و کمتر الان به فکر ادامه تحصیل تو مقطع بالاتر بیفتم (کاری که اکثرا تا میرسن انجام میدن )،چون اینجا تحصیلکرده زیاد هست و درس خوندن تو اینجا قانون داره ،آدم یا باید واقعا عاشق درس باشه که بخونه و یا درس رو برای نون بخونه که
برای من به شخصه ، دیگه زمان عشق و عاشقی گذشته چون زن بچه دارم و اگر هم درس بخوانم هوشمندانه میخونم که بعدش بتونم راحتترزندگی کنم و نون دربیارم ، نه اینکه رانندگی لیفتراک عیب داره بلکه برای اینکه سختی بدنی کمتری بکشم .
خودت بهتر میدونی که برخلاف مملکت ایران که فقط به حرف گفته میشه کار برای مرد عیب نیست ،اینجا عملا می بینی کار برای مرد عیب نیست و شخصیت آدم با نوع کار سنجیده نمیشود .
خوشحالم که اینجام .
تمام عزیزان یک مطب هست که میخواهم براتون از دید شخصی خودم توضیح بدم که منو یک کم آزار میده ،اونم اینه که اکثریت هموطنان عزیز قبل از اینکه بیان کانادا و تا وقتی تو ایران هستند همش کانادا کانادا میکنند و کانادا از زبانشون نمی افته ولی به مجرد اینکه پاشون رسید به کانادا و ساکن شدند ، تمام کارهاشون رنگ دیگه ای به خودش میگیره ،تو ایمیل هاشون +تو وبلاگشون +تو حرفهاشون این رو میبینی که کانادا چیز جالبی نداره و....
این موضوع 2 حال بیشتر نداره :
اول = اینکه کلاس و پرستیژ گوینده خیلی خیلی بالاست و احتمالا از سویس یا ناف پاریس به کانادا مهاجرت کرده و در اون ممالک آدم ها تو خانه نشسته و کارمندان دولت برای انجام کارهای شخصی اونها به درب منزلشان مراجعه میکنند و اصلا کسی تو اون ممالک کار نمیکنه و همه به گشت وگذار و تفریح مشغولند و دولت آخر هر ماه پول هنگفتی به هر نفر میده ولی ولی در کانادا آدم باید برای انجام کارهای شخصی به ادارات مراجعه کنه و همه کار میکنند و اگه دولت هم پولی بده حدود 800 $ بیشتر نمیده .
دوم = تا وقتی تو ایرانیم اونقدر کانادا رو بزرگ کردیم که بهشت برین شده و کعبه آمال و هنگامیکه با واقعیت اون روبرو میشیم تو ذوق مون میخوره و میگیم کانادا هم خیلی آش دهان سوزی نیست و فقط آدم اینجا امنیت فکری و جانی داره ،همین و فقط همین .
هیچ کی نیست بگه عمو جان یا خاله جان ، یادت رفته هر آدمی بعد از خوردن و خوابیدن ،مهمترین چیز تو زندگیش امنیت روانی و جانیه .......
یادت رفته از کجا اومدی و چه چیزهایی رو دیدی ؟!!
میخواهم یکسری مطلب بنویسم ولی میترسم وبلاگم مسدود بشه و حالم بگیره ،ولی خیلی ناراحت میشم وقتی میبینیم کسی اینجوری مینویسه .
عزیزان و کسانی که تو راه کانادا هستید و یا نیستید و این وبلاگ رو میخونید :
کانادا کعبه آمال و سرزمین موعود هم نیست سرزمینی از سرزمینهای خداوند در روی زمینه که با سرزمین ایران 15000 کیلومتر فاصله داره ولی چندین فرق اساسی بین این دو سرزمین هست :
اولا - قانون (چه خوب و چه بد )تو کانادا کاملا رعایت میشه .
دوما - همه ساکنین تو این سرزمین مجبور به رعایت قانون هستند و در برابرقانون همه یکسان و برابرند و اگر زمانی آقازاده ای یا کسی کله گنده زیر آبی بره (خیلی کم پیش میاد) اون موقع صاحب جراید اگه بفهمند ،کار تمام و پدر پدر سوخته طرف رو درمیارند وکاری میکنند که به غلط کردن بیفته و از پستش (نه چندین پست )هم کنار بره و نه اینکه بعد از غلط اضافی که کرده تازه تازه ترفیع هم بگیره .
سوما – تو کانادا همه آدمند و انسانها و از تمام حقوق انسانی برخوردار هستند و هرکسی ارزش داره و برای اجتماع مهمه
چهارما – تو کانادا آزادی کامل کامل برقراره تا اونجایی که قانون حاکم رو زیر پا گذاشته نشود و به حق دیگران تجاوز نشه
پنجما – اینجا کسی که کار کنه یعنی با حداقل درآمد ،ساعتی 10$ ،گرسنه نمیمونه و زن و بچش حسابی کیف میکنند {نه اینکه با حقوق کارگری نون بخور و نمیری دربیاره و مجبور بشه 10 جای دیگه کار کنه }
قبلا هم نوشتم که اگه خیالات باطلی راجب کانادا و زندگی تو اون دارید ،همشون رو بریزید دور و اگه موارد بالا رو تو زندگیتون تو کشورتون کم میبینید کانادا جای خوبی برای مهاجرته و شک نکنید ولی اگه راحت هستید و جزء اون اقلیت در رفاه تو ایران هستید که اصلا به خودتون زحمت سفر و از زیر صفر شروع کردن ندهید ،اینجا پول نمیشه خوب درآورد ولی میشه خوب زندگی کرد .
باور کنید خیلی زورم میگیره وقتی میبینم کسی یا کسانی خودشون از روی سیری ،از روی هوس،از روی چشم و همچشمی اومدن اینجا که بگن ما هم کاناداییم و قمپوز در میکنندکه اینجا آش دهان سوزی نیست .
اگه انتظارتون از زندگی انتظار یک آدم معقول و سالم ،بدونید کانادا یکی از بهترین جاها برای زندگیست .
نرخ طلاق در کانادا بالاست (حدوداً نصف نرخ ازدواج) و سالانه حدود 70,000 زوج در این کشور از یکدیگر جدا میشوند. متاسفانه این مشکل در میان خانوادههای ایرانی مهاجر نیز وجود دارد و شخصاً، به واسطه ارتباطی که بنا بر مقتضیات شغلی با ایرانیان مهاجر داشته و دارم، بروز این مشکل در برخی خانوادههای ایرانی را شاهد بوده و ریشه اصلی مشکلات بزرگتری که متعاقباً زن یا مرد جدا شده با آن دست به گریبان میشود را عدم آشنایی با قوانین و شرایط طلاق، که با مقررات و قوانین طلاق ایران کلاً متفاوت است، میدانم. تجزیه و تحلیل دلایل و ریشههای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و یا حتی روانی بروز طلاق در خانوادههای مهاجر نیاز به بحثهای کارشناسی مفصلی دارد که در تخصص من نیست و قصد ورود به آن را ندارم. تنها هدف سلسله مطالبی که با عنوان "طلاق در کانادا" در این وبلاگ مشاهده خواهید کرد مرور کلی قوانین طلاق کانادا جهت آشنایی افرادی که قصد دارند به این کشور مهاجرت کنند و یا هموطنان عزیزی که در این کشور زندگی میکنند، میباشد. به نظر من طرح این نوع مطالب در این وبلاگ و وبلاگهایی با موضوع مشابه ضروری است زیرا معتقدم کسی که قصد دارد به کشوری جدید مهاجرت کند باید حتی الامکان با شرایط و شیوه کار و زندگی، فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی، و از همه مهمتر قوانین حاکم در کشور جدید (حتی مورد ناخوشایندی مانند طلاق) آشنا شود و با آشنایی و آمادگی کامل مهاجرت کند و در نتیجه با مشکلات کمتری روبرو شده و گامهای مستحکمتر و موفقتری را در مسیر زندگی تازه خود بردارد.
عبارت "همسر" در مطالب پیش رو به زن و یا شوهر میتواند اطلاق شود و قوانین مورد اشاره برای هر دو طرف به شکل مساوی قابل اجراست.
شرایط لازم جهت ارائه دادخواست طلاق
در صورتی میتوانید برای جدایی رسمی از همسر خود اقدام کنید که:
برای اینکه دادخواست طلاق را ارائه کنید لازم نیست شهروند کانادا بوده و تابعیت این کشور را اخذ کرده باشید.
شرایط لازم جهت گرفتن طلاق
برای گرفتن طلاق باید نشان دهید که ازدواجتان با شکست مواجه شده یا اصطلاحا break down شده است. از نظر قانون، "شکست ازدواج" یا به عبارتی به بن بست رسیدن ازدواج در صورتی محرز است که یکی از موارد زیر اتفاق بیافتد:
مورد آخر که اصطلاحا Cruelty نامیده میشود ممکن است مواردی همچون خشونتهای فیزیکی و رفتارهایی که باعث اضطراب و نگرانیهای شدید روحی و روانی میشود را شامل گردد.
بیش از 80 درصد طلاقهایی که در کانادا به وقوع میپیوندد از نوع اول بوده و "شکست ازدواج" پس از آنکه زوجین یک سال جدا از هم زندگی کردند محرز میگردد. بر اساس قانون برای این نوع طلاق هیچ یک از طرفین نیازی ندارند که عدم امکان سازش را به اثبات برسانند یا ثابت کنند که طرف مقابل مقصر و باعث به بن بست رسیدن و شکست ازدواج بوده است؛ تنها یک سال زندگی جدا از هم "شکست ازدواج" را به اثبات میرساند. اما برای مورد دوم (خیانت همسر) و مورد سوم (بدرفتاریهای فیزیکی و روانی) متقاضی طلاق باید بتواند ادعای خود را با ارائه مدارک و شواهد در دادگاه به اثبات برساند. در پست بعدی مراحل ارائه دادخواست طلاق و مسائل مربوط به حضانت فرزندان و خرجی همسر را مورد بحث قرار می دهم.
مراحل ارائه دادخواست طلاق
قبل و یا بعد از اقدام به طلاق (طلاقهایی که پس از یک سال زندگی جدا از هم زوجین صورت میپذیرد) این امکان برای طرفین وجود دارد که به مدت حداکثر 90 روز و با هدف مصالحه و آشتی بایکدیگر زندگی کنند. اگر در این مدت آشتی و توافقی صورت نگرفت و متقاضی طلاق همچنان بر خواسته خود پافشاری کرد درخواست طلاق مراحل خود را طی و نهایتاً توسط قاضی دادگاه بررسی میگردد.
طلاقی که زوجین در تمام موارد آن از جمله حضانت فرزندان و نحوه حمایت مالی از آنها با یکدیگر توافق دارند را اصطلاحاً طلاق توافقی یا uncontested divorce مینامند. در اکثر ایالتها و نواحی کانادا طلاق توافقی به صورت غیابی و بدون نیاز به حضور زوجین در دادگاه صورت میپذیرد.
طلاق غیر توافقی (contested divorce)
اگر شما و همسرتان نتوانید در موردی از شرایط طلاق، مواردی مانند سرپرستی کودک (کودکان) یا میزان و نحوه حمایتهای مالی از کودک (کودکان) و خرجی یا نفقه همسر، به توافق برسید طلاق را غیر توافقی یا اصطلاحا contested مینامند. شما و همسرتان باید مواردی را که نتوانستهاید در موردشان توافق کنید را کتبا و قبل از جلسه دادگاه به اطلاع مقامات قضایی ذیربط برسانید و مراحلی را که باید بر اساس قوانین دادگاههای ایالتی یا ناحیهای پیش از برگزاری جلسه دادگاه و جهت تشریح و توضیح موارد مختلف انجام شود را طی کنید. پس از طی تمام مراحل مذکور که معمولا کاری وقت گیر و زمان بر است درخواست طلاق در دادگاه مطرح شده و شما یا وکیلتان این فرصت را دارید که وضعیت و شرایط پرونده را برای قاضی توضیح دهید و برای اثبات ادعاهای خود شواهد و مدارک خود را ارائه کنید. تصمیمگیری نهایی در مورد مسائلی که مورد توافق شما و همسرتان نیست را قاضی دادگاه بر عهده دارد. هر زمان در طی مراحل آماده سازی و بررسی پرونده میتوانید با همسر خود در زمینه موارد مورد اختلاف مذاکره کنید و قبل از برگزاری دادگاه با وی به توافق برسید.
در مرحله نهایی فرایند طلاقِ غیر توافقی تمام اطلاعات عرضه شده، چه اطلاعات ارئه شده در فرمهای دادخواست طلاق و چه اطلاعاتی که در جلسه دادگاه ارائه شده است، را قاضی پرونده مرور میکند تا مطمئن شود که شرایط لازم برای صدور حکم طلاق وجود دارد و نهایتا رای و نظر خود را در مورد صدور حکم طلاق و نیز مسائل مورد اختلاف زوجین اعلام میکند. معمولا حکم طلاق 90 روز پس از امضای قاضی نهایی شده و میتوانید برای دریافت سند یا گواهی طلاق ((Certificate of Divorce اقدام کنید.
حضانت کودک (Child Custody)
گاهی اوقات هر دو طرف (زن و شوهر) خواستار حق حضانت کودک (کودکان) هستند ودر این موارد معمولا تصمیم گیری در مورد کسی که حق دارد حضانت یا تربیت و نگهداری کودک را پس از طلاق به عهده داشته باشد آسان نیست. اگر والدین در مورد سرپرستی و حضانت کودک به توافق نرسند قاضی دادگاه بر پایه اصول زیر در این مورد تصمیمگیری میکند:
قاضی برای تشخیص بیشترین مصالح و علائق کودک برخی از عوامل از جمله موارد زیر را مد نظر قرار میدهد:
چهار نوع حضانت در قوانین کانادا پیش بینی شده است. نوع اول sole custody نامیده میشود که به موجب آن یکی از والدین، پدر یا مادر، حق حضانت کودک را داراست. نوع دیگر joint custody یا حضانت مشترک است که در این نوع مادر و پدر مشترکاً حق حضانت فرزند را دارند. در نوع سوم که shared custody نامیده میشود پدر و مادر به طور مشترک حق حضانت کودک را دارا بوده و هریک میتوانند حداقل 40 درصد از زمان را با کودک خود بگذرانند. نوع چهارم حضانت split custody یا حضانت دوبخشی است که به موجب آن مادر حضانت تعدادی از کودکان و پدر حق حضانت تعداد دیگر را داراست. همانگونه که قبلا اشاره شد دادگاه حتی الامکان این نوع حضانت را حکم نمیکند و سعی مینماید خواهران و برادران را از یکدیگر جدا نکند.
خرجی کودک
پدر و مادر حتی پس از طلاق نیز وظیفه تامین مالی فرزندان را بر عهده دارند. معمولا مسئولیت حمایت مالی و پرداخت خرجی کودک بر عهده کسی است که حضانت و سرپرستی کودک را بر عهده ندارد و کودک نزد او زندگی نمیکند. میزان خرجی کودک بر اساس جدولی به نام Child Support Guideline تعیین میشود. عوامل اصلی تعیین کننده میزان خرجی عبارتند از میزان درآمد کسی (پدر یا مادر) که مسئولیت پرداخت خرجی را بر عهده دارد، تعداد کودکانی که پس از طلاق به جا ماندهاند و باید به آنها خرجی پرداخت شود، و قوانین ایالتی که پرداخت کننده خرجی در آنجا سکونت دارد. میزان خرجی ممکن است پس از مدتی افزایش یا کاهش یابد. برای مثال، اگر کودک نیازهای خاصی داشته باشد مثلا نیاز به نگهداری در مهدکودک یا اگر پرداخت کننده خرجی خانواده جدیدی تشکیل دهد و مسئولیت حمایت مالی از آنها را بر عهده بگیرد یا چنانچه پرداخت کننده خرجی از وضعیت مالی پایینتری نسبت به دریافت کننده خرجی داشته باشد، ممکن است میزان خرجی افزایش یا کاهش یابد. برخلاف آنچه که همگان تصور میکنند پرداخت خرجی کودک هنگامی که وی به سن 18 سالگی میرسد پایان نمییابد و تا زمانی که فرزند به مدرسه میرود و از نظر مالی مستقل نشده است ادامه خواهد یافت. اگر حکم پرداخت خرجی پس از اول ماه می سال 1997 صادر شده باشد نمیتوان خرجی پرداخت شده را در اظهارنامه مالیاتی به عنوان کسورات مالیاتی قید کرد و دریافت کننده خرجی نیز مالیاتی بابت پول دریافتی نمیپردازد. شما به عنوان پرداخت کننده خرجی کنترلی بر نحوه خرج کردن پول پرداختی ندارید زیرا پیش فرض دادگاه این است که همسر سابق شما توانایی مراقبت از کودک را دارد و تمام پولی که ماهانه میپردازید خرج کودک میشود.
نکته مهم دیگری که در اینجا باید متذکر شوم این است که قانوناً پرداخت یا عدم پرداخت خرجی کودک به اینکه ازدواج رسمی بین والدین صورت گرفته است ارتباطی ندارد و والدین حتی اگر تنها یک شب را با هم گذرانده و بچهدار شده باشند بازهم ملزم به حمایت مالی از کودک خود هستند.
خرجی یا نفقه همسر
معمولا اگر یکی از والدین (پدر یا مادر) درآمد بیشتری نسبت به دیگری داشته باشد باید به طرف مقابل خرجی بدهد. فرمولی برای محاسبه خرجی همسر وجود ندارد و میزان این خرجی برای هر پرونده متفاوت بوده و توسط دادگاه تعیین میشود. دریافت کننده نفقه باید تمام تلاش خود را برای بالا بردن درآمد خود انجام دهد تا از نظر مالی مستقل شده و نیازی به دریافت خرجی نداشته باشد. هرچند معمولا مردان به زنان خرجی میدهند ولی اینکه چه کسی باید به دیگری خرجی بپردازد تحت تاثیر جنسیت افراد نیست. قاضی برای محاسبه میزان خرجی همسر و اینکه چه کسی باید به دیگری این خرجی را بپردازد عواملی از قبیل داراییها، درآمد، سن، وضعیت سلامت، و استاندارد زندگی دوطرف و این که کدام یک مسئولیت سرپرستی و حضانت کودک را بر عهده دارد، مدت زمانی که زن و شوهر با یکدیگر زندگی کردهاند و سهم و نقشی که هریک به لحاظ اقتصادی در توسعه و پیشرفت شغلی دیگری داشته است و نیز سهمی که هریک در توسعه اقتصاد خانواده داشتهاند، و تاثیری که ازدواج یا طلاق بر وضعیت شغلی و مالی دوطرف داشته و خواهد داشت را مد نظر قرار میدهد. قاضی میتواند پرداخت خرجی همسر را به مدت زمان مشخصی محدود کند یا آن برای آن محدودیت زمانی خاصی قائل نشود. معمولا مدت زمانی که دو طرف با یکدیگر زندگی کردهاند و داشتن یا نداشتن فرزند عواملی هستند که در تعیین محدوده زمانی موثرند. به طور معمول اگر رابطه کوتاه بوده و دو طرف جوان و بدون فرزند باشند خرجی همسر باید در مدت زمان محدودی پرداخت شود ولی اگر رابطه ازدواج طولانی مدت بوده و فرزند یا فرزندانی از این رابطه به وجود آمده باشند معمولا قاضی پرداخت خرجی همسر را محدود به زمان معینی نمیکند ولی این امکان را به پرداخت کننده خرجی میدهد که هرزمان تغییر عمدهای در وضعیت مالی پرداخت کننده یا دریافت کننده صورت گرفت، به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای خاتمه پرداخت خرجی را بدهد.
تقسیم داراییها پس از طلاق
در هنگام طلاق، ارزشی که در مدت ازدواج به دارایی خانواده افزوده شده است باید به صورت مساوی بین دوطرف تقسیم شود. در اولین گام در تقسیم داراییها دارایی خالص هر طرف (زن و شوهر) به طور جداگانه محاسبه میشود. بدین منظور مجموع تمام داراییهای شوهر در هنگام طلاق که میتواند به صورت ملک یا املاک، وجه نقد در حسابهای جاری یا پسانداز، سهام بورس، و غیره باشد را محاسبه و سپس از آن بدهیهای فعلی وی و نیز داراییهایی که در هنگام ازدواج داشته است را کم میکنند تا دارایی خالص شوهر محاسبه گردد. دارایی خالص زن نیز به همین ترتیب محاسبه میشود و مابهالتفاوت دارایی خالص دو طرف مشخص میگردد. نیمی از مابهالتفاوت دارایی باید به کسی که دارایی کمتری دارد پرداخت شود تا هر دو طرف در هنگام طلاق دارایی خالص یکسانی داشته باشند. البته توجه داشته باشید که ممکن است تفاوتهایی در قوانینی که در این زمینه اعمال میشود، با توجه به ایالتی که زوجین در آن زندگی میکنند وجود داشته باشد.
نقل از وبلاگ مهاجرت با چشمان باز
اگر مقیم کانادا هستید و در آینده نزدیک برنامهای برای سفر به آمریکا دارید تاریخ اول ژوئن سال 2009 را به خاطر بسپارید. ازتاریخ مذکور مرحله آخر قانون Western Hemisphere Travel Initiative (WHTI) به اجرا در آمده و محدودیتهای جدیدی بر عبور و مرور از مرزهای آمریکا اعمال میگردد. از سیام ماه می 2009 به بعد گواهی تولد، گواهینامه رانندگی، یا حتی کارت شهروندی از کاناداییهایی که قصد دارند از راه زمینی یا دریایی وارد ایالات متحده امریکا شوند، پذیرفته نمیشود و بر اساس قانون WHIT باید یکی از اسناد زیر توسط مسافر ارائه شود (البته کاناداییهای زیر 15 سال مستثنی بوده و کماکان میتوانند با ارائه گواهی تولد و یا کارت شهروندی کانادا به آمریکا وارد شوند):
پاسپورت
اداره امور بازرگانی بینالملل و روابط خارجی کانادا (DFAIT) پاسپورت را تنها مدرک مسافرتی بینالمللی میداند که در سرتاسر دنیا پذیرفته میشود و کانادایی ها میتوانند به راحتی آن را تهیه کرده و برای سفرهای خارجی خود مورد استفاده قرار دهند. به عبارت دیگر با پاسپورت میتوانید به هرکشوری از جمله ایالات متحده امریکا وارد شوید.
کارت NEXUS
شهروندان و افراد مقیم دائم کانادا یا آمریکا که به طور مکرر از مرزهای کانادا/آمریکا عبور میکنند، میتوانند از مزایای یکی از دوبرنامه ای که اجرای آنها بر عهده اداره خدمات مرزی کانادا (CBSA) و اداره گمرک و حفاظت مرزی آمریکاست، بهره مند شوند. یکی از این برنامهها کارتی به نام NEXUS و برنامه دیگر کارتی به نام کارت FAST را در اختیار متقاضی قرار میدهد . دارندگان کارت NEXUS میتواند از تسهیلات ویژه درهنگام عبور از مرزهای کانادا/آمریکا برخوردار شود. از جمله این تسهیلات میتوان به استفاده از لاین اختصاصی هنگام عبور از مرزهای زمینی و یا بکارگیری کیوسکهای خودکاردر فرودگاه ها که از طریق آنها میتوان تاییدیه عبور را به سرعت دریافت کرد، اشاره نمود. برای اطلاع از نحوه و شرایط درخواست کارت NEXUS میتوانید به وب سایت اداره خدمات مرزی کانادا به آدرس اینترنتی www.cbsa-asfc.gc.ca مراجعه کنید.
کارت FAST
کارت Free Secure Trade یا FAST مزایایی مشابه کارت NEXUS را در اختیار بازرگانان، رانندگان، و کارکنانی که بنا بر نیازهای شغلی لازم است امکان تردد مکرر از مرزهای دو کشور را داشته باشند، قرار میدهد. برای اطلاع از نحوه و شرایط دریافت این کارت نیز میتوانید به آدرس اینترنتی اداره خدمات مرزی کانادا مراجعه کنید.
کارت EDL و کارت EIC
کارت EDL نیز از جمله اسناد و مدارکی است که بر اساس قانون WHIT در پایانهها و مبادی مرزی کانادا/آمریکا مورد قبول است. اگر مکرراً از مرزهای زمینی یا دریایی کانادا/آمریکا عبور میکنید، تهیه Enhanced Drivers' License، که درواقع نوعی گواهینامه رانندگی ویژه است، را به شما توصیه میکنم. هنگامی که کارت EDL در مبادی ورودی مرزی توسط دستگاه مخصوص خوانده میشود، سیگنالی توسط تراشه الکترونیکی تعبیه شده درکارت به کامپیوتر افسر گمرک منتقل میشود و از این طریق امکان دسترسی سریع مامور مربوطه به اطلاعات شخصی دارنده کارت فراهم میگردد. کارت مشابهی که تمام مزایای کارت EDL را در اختیار کسانی که رانندگی نمیکنند قرار میدهد کارت EIC یا Enhanced Identification Card نام دارد. این کارتها که اندازهای مشابه کارت گواهینامه رانندگی دارند در پایانه های مرزی زمینی یا دریایی امریکا/کانادا پذیرفته شده و همچون پاسپورت امکان ورود به این کشورها را برای دارنده فراهم میکنند. ایالتهای بریتیش کلمبیا، مانیتوبا، کِبک، و اُنتاریو اخیرا صدور کارت EDL را آغاز کردهاند و در حال حاضر درخواست صدور کارت در این ایالتها از متقاضیان پذیرفته میشود. ساکنین اُنتاریو میتوانند برای درخواست هریک از این کارتها به نزدیکترین اداراه ServiceOntario مراجعه کنند.
نقل از وبلاگ مهاجرت با چشمان باز
اگر قصد دارید برای مهاجرت به کانادا اقدام کنید، در نظر داشتن نکات زیر میتواند در موفقیت شما تأثیر به سزایی داشته باشد. این نکات شاید در نظر اول ساده و پیش پا افتاده به نظر برسند ولی میتوان ریشه بسیاری از تأخیراتی که در بررسی پرونده متقاضیان بروز میکند را در همین نکات یافت:
10. در انتخاب بانک و حساب بانکی خود هوشمندانه عمل کنید. هنگامی که برای افتتاح حساب بانکی به یک بانک مراجعه میکنید تمامی گزینههای موجود را به دقت بررسی کنید. برخی بانکها حسابهایی را پیشنهاد میکنند که با حفظ حداقل موجودی در حساب (مثلا 2000 دلار) هزینه ماهیانه یا هزینهای برای هر ترانزاکشن از مشتری نمیگیرند. اگر پس اندازی دارید و میخواهید در یک حساب پسانداز بگذارید و از سود آن استفاده کنید بانکها و حساب های مختلف را بررسی و مقایسه کرده و بهترین و مطمئنترین گزینه را انتخاب کنید.
11. به شبکهFreecycle در محل خود بپیوندید. Freecycle NetworkTM سازمانی است کاملا غیر انتفاعی متشکل از دوستداران محیط زیست که اعضای شبکه اجناسی که نیازی به آنها ندارند را به صورت رایگان در اختیار دیگر اعضا میگذارند و کالاهایی را که نیاز دارند به رایگان از سایر اعضا میگیرند. این جنبش غیر انتفاعی هم اکنون از 4,761 گروه و بیش از ۶/۵ میلیون عضو داوطلب در سطح جهان دارد. برای عضویت به وب سایت شبکه با آدرس www.freecycle.org مراجعه کنید.
12. خرید پس از فصل!. حقیقتی که بسیاری از مردم از آن اطلاع دارند ولی در کمال تعجب کمتر به کار می بندند این است که قیمت اجناس فصلی در انتهای فصل فروش این اجناس به شدت کاهش مییابد و فرصت مناسبی است برای خرید محصولاتی که تاریخ مصرف ندارند. بنابراین بهترین وقت برای خرید مثلا لباسهای زمستانی انتهای فصل زمستان است که میتوان این لباس ها را با تخفیفهای بسیار مناسب خریداری کرد (هرچند که باید برای استفاده از لباس تا زمستان بعد صبر کنید!).
13. بسیاری از فروشگاههای زنجیرهای از جمله Future Shop، Home Depot، و Staples گزینه تطبیق قیمت یا price-matching را در اختیار مشتریان خود قرار میدهند به این معنی که با مشتری شرط میکنند که اگر توانست جنس مورد معامله را با قیمتی پایینتر در یکی از فروشگاههای رقیب بیابد، جنس مذکور را با همان قیمت فروشگاه رقیب و یا حتی با درصدی پایینتر از رقیب در اختیارش قرار دهند. این گزینه را، اگر خود را ملزم میدانید که از فروشگاه خاصی خرید کنید (تا برای مثال از pointهای خرید فروشگاه مذکور را دریافت نمایید)، مورد استفاده قرار دهید.
14. توصیه میشود گارانتی اضافی نخرید. بسیاری از فروشگاههای محصولات الکترونیکی و لوازم خانگی مشتریان خود را ترقیب میکنند که با پرداخت هزینه اضافه گارانتی محصول را مثلا از یک سال به دو یا سه سال افزایش دهند. دلیل مهمی که براساس آن توصیه می کنم پول خود را برای خرید گارانتی اضافی دور نریزید آماری است که سازمان مستقل و معتبر Consumer Reports منتشر کرده است که نشان میدهد لوازم برقی خانگی تقریبا هیچگاه در مدت زمان گارانتی خراب نمیشوند و اگر خراب شوند نیز هزینهای که بابت تعمیر آن میپردازید خیلی بیشتر از هزینهای که بابت گارانتی اضافه میپردازید نیست. البته تصمیم و پذیرش ریسک با خودتان است.
15. لوازم جانبی الکترونیکی یا کامپیوتری را از فروشگاههای زنجیرهای بزرگ نخرید. فروشگاههایی مثلBest Buy یا Future Shop مکان مناسبی برای خرید کامپیوتر و لوازم الکترونیکی هستند ولی محل مناسبی برا خرید لوازم جانبی (accessories) مثل کابل، باتری، سوکتهای مختلف و ... نیستند. معمولا میتوانید این نوع لوازم جانبی را در مغازه کوچک نزدیک منزلتان یا حتی WalMart با قیمت مناسبتری بخرید.
16. همیشه قبل از خرید خدمات یا کالاها قیمتها را مقایسه کنید. وقتی قصد دارید چیزی را بخرید (خصوصا لوازم خانگی و الکترونیکی) یا از برای خدماتی (مثل بیمه اتومبیل، یا بیمه منزل) پول بپردازید توصیه میشود که قیمت جنس یا خدمت مورد نظر را در فروشگاهها و نمایندگیهای مختلف مقایسه کنید (البته همیشه مطمئن شوید که قیمت جنس یا خدمتی با کیفیت و مشخصات مشابه را مقایسه میکنید). برای مقایسه قیمت اجناس میتوانید از وب سایتهای مختلفی که در این زمینه فعالیت میکند از جمله pricegrabber.ca، pricecanada.com و shopbot.ca استفاده کنید.
17. از سرویسهای مکالمه راه دور ارزان استفاده کنید. برای مکالمات راه دور خود از کارتهای تلفن یا خدماتی که شرکتهایی نظیر Skype، MagicJack، Comewave، Startec، و ... ارائه میدهند استفاده کنید. این کمپانیها با استفاده از تکنولوژی اینترنتی VOIP خدمات خود را با قیمت بسیار نازل ارائه میکنند.
18.از سرویسهای مکالمه راه دور رایگان استفاده کنید. اخیرا حتی سرویس مکالمه داخلی راه دور رایگان نیز برای برخی شهرها و مناطق کانادا راهاندازی شده است و تنها انتظاری که شرکت ارائه کننده سرویس برای استفاده از این خدمات از شما دارد این است که در هر مکالمه به یک آگهی بازرگانی کوتاه (در حد چند ثانیه) گوش کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه میتوانید به وب سایت644free.com یا zerocents.ca مراجعه کنید.
19. از مغازههای خواروبار کلاس بالا خرید نکنید. در اغلب موارد میتوان تقریبا همان میوه یا خواروباری که مثلا در فروشگاه با کلاسی مثل Loblaws عرضه میشود را با قیمتی بسیار پایین تر از فروشگاهی مثلnofrills یا foodbasics خریداری کرد.
20. معمولا پیش فرض بسیاری از ما در برخورد با قیمت اجناس این است که قیمت بالاتر نشان دهنده جنس مرغوبتر است. اما این پیش فرض همیشه درست نیست. شیوه مطمئنتر در برای انتخاب یک کالا جهت خرید مرور نظرات مصرف کنندگان در وب سایتها و خصوصا اتاقهای گفتگو (forums) و نیز مرور نظرات و کارشناسان مختلف در زمینه جنس مذکور و مقایسههایی است که بازهم میتوانید در وب سایتهای اینترنتی بیابید. بخش "Shopping Bags" در شبکه W Network مرورهای فراوانی از کالاهای مختلف را عرضه میکند که ارزش دارد نگاهی به آنها بیاندازید. برای خواندن نظرات کاربران در مورد کالاهای گوناگون میتوانید به وب سایت epinions.com مراجعه کنید و برای دیدن مقایسههایی که کارشناسان ارائه میکنند میتوانید به consumerreports.org مراجعه کنید.
نقل از وبلاگ مهاجرت با چشمان باز
دفتر FCRO که تحت نظر وزارت شهروندی و مهاجرت کانادا و به منظور کمک به موفقیت متخصصان و نیروهای کار آموزشدیده خارجی و جذب هر چه سریعتر آنها در بازار کار کانادا فعالیت میکند، اخیرا کتابچهای به نام "Planning to work in Canada? An essential workbook for newcomers" را منتشر و به رایگان در اختیار عموم قرار داده است که حاوی مطالب کاربردی و مفیدی است که مهاجر تازه وارد را به صورت گام به گام با نحوه زندگی و کاریابی در کانادا آشنا میکند. اطلاعات ارائه شده در کتابچه مذکور مواردی از قبیل:
را شامل میشود.
این کتابچه که میتوانید آن را از اینجا دانلود کنید حاصل یکی از صدها طرح و برنامهای است که دولت کانادا به منظور کمک به نیروهای متخصص مهاجر جهت جذب در بازار کار کانادا تدارک دیدهاست. به عبارت دقیقتر براساس مصوبهای که اخیرا تصویب و توسط وزرای وزارت توسعه نیروی انسانی و مهارتها (HRSDC) و وزارت شهروندی و مهاجرت کانادا اعلام شد، دولت کانادا طی دو سال مبلغ 50 میلیون دلار برای حمایت از نیروهای آموزشدیده و تسریع در ارزشیابی و ارزیابی مدارک و گواهینامههای فنی و تحصیلی آنها سرمایهگذاری میکند و وزارت کار کانادا موظف است تا سپتامبر سال 2009 چارچوب کاری مورد نیاز را آماده کند.
اگر به به تازگی به کانادا آمدهاید یا قصد دارید در آینده نزدیک به این کشور مهاجرت کنید توصیه میکنم راهنمای مذکور را دانلود و آن را مطالعه کنید.
نقل از وبلاگ مهاجرت با چشمان باز
زندگی در کشور پیشرفتهای مانند کانادا علاوه بر اینکه مزایای غیر قابل انکاری را در اختیار مهاجرتازه وارد قرار میدهد، پیچیدگیها خاصی را نیز به دنبال دارد که ممکن است در کشور قبلی محل سکونت فرد یا اصلا وجود نداشته و یا شدت آن به اندازهای نبوده است که حساسیت عموم را برانگیزد و توجه خاص آنان را بطلبد. یکی از این موارد که مقامات رسمی آن را تخلفی روبه گسترش در آمریکای شمالی میدانند، دزدی هویت یا Identity Theft است که مهاجران تازه وارد و اصولا کلیه ساکنین کشورهای پیشرفتهای مانند کانادا باید به درستی ابعاد آن را بشناسند و برای حفاظت از اطلاعات شخصی خود اهمیت خاصی قائل شوند.
دزدی هویت عبارتست از جمع آوری و استفاده از اطلاعات شخصی افراد حقیقی یا حقوقی به صورت غیر مجاز و به منظور کسب منافع غیر قانونی. سارقان هویت قادرند با استفاده از نام، تاریخ تولد، آدرس، شماره بیمه اجتماعی (SIN)، شماره و مشخصات حساب بانکی، شماره کارت اعتباری، و سایر اطلاعات شخصی افراد به نام ایشان حساب بانکی بازکرده، تقاضای کارت اعتباری نموده، وام و تسهیلات بانکی و دولتی گوناگون دریافت کرده، اتومبیل و تجهیزات مختلفی را خریداری یا اجاره نموده، و یا حتی به استخدام کارفرمایی درآمده و در نهایت انبوهی از صورتحسابهای پرداخت نشده و بدهیهای معوق را برای شخص قربانی باقی گذاشته و سابقه اعتباری وی را مخدوش کنند. برای اینکه خوانندگان عزیز با ابعاد مشکل و نرخ رو به گسترش آن در امریکای شمالی بیشتر آشنا شوند بد نیست اشاره کنم که شکایات مرتبط با دزدی هویت در ایالات متحده امریکا از 31,117 مورد در سال 2000 به 161,819 شکایت در سال 2002 افزایش یافته یعنی طی تنها دو سال با 5 برابر رشد روبرو بوده است. در کانادا نیز هرچند تعداد شکایات در دوره زمانی مشابه کمتر بوده است اما نشانگر نرخ رشد تقریبا یکسانی است. در حال حاضر دو دفتر اعتباری مهم کانادا یعنی Equifax و Trans Union هر کدام هرماهه 1400 تا 1800 مورد شکایت مربوط به سرقت هویت را دریافت میکنند.
به طور خلاصه موارد زیر را میتوان به عنوان روشهای عمومی مقابله با پدیده سرقت هویت برشمرد:
نقل از وبلاگ مهاجرت با چشمان باز

اگر قصد مهاجرت به کانادا را داشته و مطالبی که در وبسایتها، وبلاگها و مجلات مختلف در این زمینه منتشر میشود را پیگیری کنید حتما با ارجاعات زیادی که به فهرست NOC و به طور مشخص سطوح مهارتی 0، A، و B شده است مواجه شده و شاید این سوال براتون پیش اومده باشه که اصلا این جدول NOC چیه و به چه دردی میخوره؟ NOC که مخفف National Occupational Classification یا اگه بخوام دقیقتر بگمCanadian National Ocupational Classification است در واقع نوعی متد و چارچوب استاندارد برای دسته بندی عناوین شغلی موجود در بازار کار کاناداست که در سطح ملی پذیرفته شده و در حال حاضر بیش از 30,000 عنوان شغلی رو در بیش از 520 گروه در برمیگیره. این فهرست برای گردآوری و دستهبندی آمارهای شغلی و تدارک و تبادل اطلاعات بازار کار کانادا مورد استفاده قرار میگیره و هر چند سال یکبار به روز ومشاغل جدیدی به اون اضافه میشه. دو معیار اصلی که بر اساس اونها مشاغل در این فهرست دسته بندی شدهاند یکینوع مهارت (skill type) و دومی سطح مهارت (skill level) است. سطح مهارتمعممولا بر اساس میزان و نوع تحصیلات و آموزشهای مورد نیاز برای انجام شغل مورد نظر تعریف میشه و به طور کلی چهار سطح مهارتی در NOC تعریف شده که عبارتند از: A: مشاغلی که به مدرک دانشگاهی (لیسانس، فوق لیسانس، و دکتری) نیاز دارند B: مشاغلی که نیاز به دو تا سه سال تحصیل در کالجها یا آموزشگاههای فنی حرفهای؛ یا دو تا پنج سال کارآموزی؛ و یا سه تا چهار سال آموزش دبیرستانی و بیش از دو سال آموزش حین کار و تجربه کاری دارند C: مشاغلی که به یک تا چهار سال آموزش دبیرستانی، یا تا دو سال آموزش حین کار و تجربه کاری نیاز دارند D: مشاغلی که برای انجام آنها تحصیلات و آموزش خاصی مورد نیاز نیست نوع مهارت بر اساس شرح وظایف و نوع کار تعریف میشه. در NOC مشاغل به 10 نوع کلی تقسیم شده اند که عبارتند از: نوع 0 برای مشاغل مدیریتی؛ نوع 1 برای مشاغل بیزنسی و مالی؛ نوع 2 برای مشاغل مرتبط با علوم طبیعی و کاربردی؛ 3 برای مشاغل و خدمات درمانی و بهداشتی؛ 4 برای علوم و خدمات اجتماعی، مشاغل آموزشی، مشاغل دولتی و مذهبی؛ 5 جهت مشاغل هنری، فرهنگی و ورزشی؛ 6 برای فروش و مشاغل خدماتی؛ 7 جهت حرفهها و مشاغل فنی و کاربران و رانندگان وسایل نقلیه و ماشینآلات سنگین؛ 8 برای مشاغل سرپرستی و کاربری ماشینآلات موجود در صنایع مرتبط با منابع طبیعی مثل معدن، نفت و گاز، الوار و جنگلداری؛ و بالاخره 9 جهت مشاغل سرپرستی و کاربری ماشینآلات صنایع تولیدی. شرح وظایف و پیشنیازهای هر شغل در فهرست NOC به تفصیل بیان و به هر عنوان شغلی در این فهرست یک کد چهار رقمی اختصاص داده شده است. برای مثال به عنوان شغلی دندانپزشک کد چهار رقمی 3113 اختصاص داده شده. اولین رقم هر کد نشانگر نوع مهارت مورد نیاز شغل است و دومین رقم سطح مهارت مورد نیاز را مشخص میکند (عدد 1 برای سطح A، 2 یا 3 برای سطحB، 4 یا 5 برای سطح C، و عدد 6 برای سطحD). برای مثال کد 3113 نشانگر شغلی با نوع مهارت 3 (مشاغل و خدمات درمانی و بهداشتی) و سطح مهارت A (مشاغلی که نیاز به تحصیلات دانشگاهی و مدرک لیسانس، فوق لیسانس یا دکتری دارند) است. بنابراین وقتی که مثلا عنوان میشه برای اینکه واجد شرایط استفاده از گروه مهاجرتی تجربه کانادایی (CEC) جهت مهاجرت به کانادا باشید باید عنوان شغلیتان در فهرست NOC از نوع 0 یا در یکی از سطوح مهارتی Aیا B باشد، به این معنی است که باید اولین رقم کد شغلی که در فرم تقاضا به عنوان شغل خود مشخص کردهاید عدد صفر و یا دومین رقم این کد یکی از اعداد 1، 2، و یا 3 باشد. جزییات بیشتری در رابطه با کدبندی مشاغل وجود داره که میتونید در اینجا ببینید و همچنین میتونید کدهای اختصاص داده شده به شغلهای مختلف رو از این طریق جستجو کنید. نقل از وبلاگ مهاجرت به کانادا با چشمان باز


Museum of Contemporary Arts: Called the museum of the twenty-first century, this museum is situated next to Place des Arts, making it part of the only cultural complex in Canada devoted to both the performing and visual arts. It is also the only Canadian institution dedicated exclusively to contemporary art.
Montréal Biodome: Best described as a museum of the environment; the Biodome is an interesting recreation of four distinct ecosystems. You'll find woodlands typical of the Canadian shield, a marine zone similar to the Gulf of St. Lawrence, a tropical rainforest and a Polar climate. Each eco-zone is dutifully recreated and includes appropriate plants and wildlife.

Les Grands Ballets Canadiens de Montréal: This dance company was founded in 1957. Since then, it has made a significant contribution to the evolution of dance in Canada and is now highly respected throughout the world.

Montréal Botanical Gardens: Established in 1931, this is now the third largest botanical garden in the world. It has ten greenhouses for you to visit and thirty different outdoor gardens comprising about 26,000 varieties of plants. There is also a tree house where you can learn about Quebec's forests and how trees contribute to Montréal's green urban environment.

Just for Laughs Comedy Festival: Prepare to fall off your chair laughing! This is a bilingual festival that attracts more than 200 performers and half a million comedy lovers. Some acts are free, while others require paid-ticket bookings.

Montréal World Film Festival If you're visiting Montréal in the early fall; plan to see some of the films screened at this festival. The festival is held at several theatres around town and attracts celebs and industry people from every corner of the globe.


The Montréal Impact is Montréal’s cool soccer team. If you like soccer, you’ll love the impact!
§Montréal Museum of Fine Arts is the oldest museum in Canada. It has a great collection not to be missed.
§The Canadian Centre of Architecture is situated just off Réne-Lévesque Blvd West at 1920 Baile Street and is well worth the visit. You'll find an interesting bookshop on the architecture and design found in Montréal.

§The Latin Quarter is a neighbourhood with lots of cafés, bars, restaurants and theatres. The main streets are St-Denis, St-Laurent (between Sherbrooke and Rachel) and St-Catherine between St-Laurent and Berri. Awesome jazz in this part of town!

§Schwartz's Deli at 3895 St-Laurent is considered by many to have the best smoked meat in the world. You can't visit Montréal without sampling the local specialty -- a smoked meat sandwich.
§Crescent Street is located in the heart of downtown; perhaps the most popular streets to frequent, it is loaded with bars, restaurants, great shopping, and incredibly trendy nightlife!
§Jean-Talon market is an interesting open market in Little Italy where you can buy fresh, local vegetables, fruit and other produce.

§Fairmont Bagels between Park Street and St Urbain on Fairmont is famous for its Montréal-style bagels, which are sought the world over. Double-boiled and baked in a wood oven just the way they're supposed to be!

§St-Joseph Oratory and Sanctuary Garden is situated on the north side of Mount Royal. It's a Montréal landmark worth visiting
این رو هم ما قسمت شده و دیدیم ،خیلی قشنگه،بزرگترین ارگ دنیا تو این کلیسا قرار داره،هنر دوستان خیلی از اینجا لذت میبرند.
§The Old Fortifications are walls that once protected the settlement of Ville-Marie. Some parts are still standing behind the city hall on the Champs-de-Mars and in the Pointe-à-Callière Museum.
رزومه ترکیبی Combination Résumé ترکیبی از دو رزومه سابقه کار Chronological و توانمندی/مهارتیFunctional/Skills است. این نوع رزومه معمولا وقتی نوشته می شود که قصد دارید در زمینه ای کار کنید که سال هاست در آن تجربه دارید و در ضمن داشتن مهارت های خاص در کنار تجربه برای استخدام شدن از اهمیت خاصی برخوردار است.
هنگام نگارش رزومه ترکیبی مسایل زیر را در نظر داشته باشید:
همان طور که در سایر نوشته های رزومه نویسی شرح داده شد، برای رزومه یک فرم استاندارد وجود ندارد. با این وجود بخش هایی که در زیر مطرح می شوند کم و بیش در رزومه های ترکیبی دیده می شوند. در صورت صلاحدید می توانید از ذکر بعضی از این بخش ها خودداری کنید (کما اینکه در نمونه رزومه ای که آمده بعضی از این بخش ها موجود نیست [لینک]). همچنین اگر لازم باشد، می توانید بخش یا بخش های دیگری را نیز به رزومه خود اضافه کنید.
برای مشاهده یک نمونه رزومه ترکیبی کانادایی اینجا کلیک کنید. بار دیگر تأکید می کنم که رزومه نویسی یک فرم استاندارد ندارد و هدف نهایی آن دعوت به مصاحبه و استخدام است؛ بنابراین همواره بعد از نوشتن رزومه آن را از زوایای مختلف (مثلا قابل خواندن بودن، مرتبط بودن، منظم و مرتب بودن و نداشتن اشکالات گرامری و املایی) مورد بررسی قرار دهید و با قاضی کردن کلاه خود تغییرات لازم را اعمال کنید. در ضمن اگر در کانادا زندگی می کنید می توانید به یکی از مراکز کاریابی دولتی مراجعه کنید تا رزومه شما را مورد بررسی قرار دهند و در صورت لزوم تصحیح کنند.
نقل از سایت مهاجران کانادا