وبلاگ شخصی جدیدم

می خواستم چیزی ننویسم ولی من یک وبلاگ قدیمی داشتم که دوباره احیاش کردم ولی تو اون وبلاگ مطالبم رو به عنوان دفترچه خاطرات ادامه میدم و کاری با مهاجرت ندارم و وبلاگ جدیدم برای اینه که بعدا پسرم متین بتونه بخونه و بدونه بر سر بابا و مامانش چی اومده ......

مخلص همه هستیم

آدرس وبلاگ شخصیم :

http://www.canadairanian.blogspot.com

سید رضا از همدان تا سید رضا در مونترال کانادا

 عزیزان و دوستان خیلی وقته که مسئولیت من در نوشتن این وبلاگ به پایان رسیده و هنگامیکه شروع به نوشتن این وبلاگ کردم قصدم جمع کردن و نوشتن مطالبی تخصصی برای مهاجرت بود و مخصوصا برای کبک کانادا ،چون کسی زمان شروع مهاجرت من برای من نبود و هم اینکه خودم یکبار این راه رو بد رفتم و به دام صیاد نامی ولی شیاد افتادم و 3 سال از عمرم هدر رفت .

حالا من به سرزمینی که آرزو کرده بودم رسیدم و چون مسیرم رو و هدفم رو از مهاجرت و برای ترک دیارم دقیق انتخاب کرده بودم ،حالا اصلا پشیمان نیستم و دقیقا به همون جایی رسیدم که می خواستم برسم و همون تصوراتی رو که در ذهنم از کانادا پرورانده بودم ،دیدم  .

نه ذره ای کم و نه ذره ای زیاد و برای آینده خودم و خانواده ام هم برنامه هایی دارم که امیدوارم در آینده به تمام اونها هم برسم .

مهم نیست از کجا شروع کرده ایم ،مهم این است به کجا میرویم و چه کار میکنیم و درستی راه و مسیر ما را زمان به ما نشان خواهد داد .

راستش رو بخواهید دیگه توان نوشتن ندارم و مطلبی هم برای نوشتن باقی نمانده ،مهم رسیدن به بهشت است و بهشت من (سید رضا،بچه شهرستانی ،اونم همدان) ،همین کانادا است ،که خدا را شکر با خانواده ام رسیدم و همه اش را لطف خداوند به خود و خانواده ام میدانم ،خودم را یکی از بندگان لایق او دانسته ،نه برای اینکه به خود ببالم ،بلکه بیشتر در برابر درگاهش سر بندگی به خاک بسایم که شاید گوشه نظری از پروردگارم مرا به این سرزمین رسانده تا بتوانم فارغ از هر قیدی بهتر بشناسمش .

تا اینجا همسفر هم بودیم و همه تقریبا مشابه ولی از اینجا به بعد هر کسی راههای مختلفی در سر راه خود دارد و من نمیتوانم شما را راهنمایی کنم ،چون خود من هم نمیدانم راه درست را رفته ام یا راه به خطا میروم .

فقط و فقط زمان این را مشخص میکند .

ولی ای دوستان و هموطنان عزیزم ،با کمال خلوص و تمام نیت قلبیم میگویم و حرف من حقیر را به درستی برداشت کنید که آرامش فکری و زندگی خالی از استرس را اگر می خواهید تجربه کنید ،تا اینجا من درست آمده ام و راه من را دنبال کنید .

مهم زمان رسیدن نیست ،مهم رسیدن به منزل مقصود است و بس .

مهم نیست از کجا شروع کرده ایم ،مهم این است به کجا میرویم و چه کار میکنیم و درستی راه و مسیر ما را زمان به ما نشان خواهد داد .

مهم نیست از کجا شروع کرده ایم ،مهم این است به کجا میرویم و چه کار میکنیم و درستی راه و مسیر ما را زمان به ما نشان خواهد داد .

مهم نیست از کجا شروع کرده ایم ،مهم این است به کجا میرویم و چه کار میکنیم و درستی راه و مسیر ما را زمان به ما نشان خواهد داد .

همیشه براتون بهترین ها رو آرزو دارم ،اگه کاری از من بر میومد با ایمیلم خبر بدید .

حلالم کنید ،قصدم کمک و خدمت بود و اگه از این به بعد بنویسم خیانت کردم ،چون نمیخواهم اسیر راه من شوید ،بدانید راه رفتن و کار برای انجام دادن فراوان هست و کسی گرسنه نمیماند و جلوتون تا بینهایت بازه .......،کسی که بتونه بیاد اینور آب خودش هم میتونه باقی مسیر رو بره .


به پایان رسید این وبلاگ ولی حکایت مهاجرت همچنان باقی است



کوچک شما سید رضا از مونترال کانادا شهر آرزوهای یک بچه شهرستانی که با لطف خدا تونست به بزرگترین آرزوی زندگیش برسه و دیگه آرزویی به این بزرگی نداره ،خدایا ممنونم آدمی شدم که به بزرگترین آرزوم رسیدم و هر چی از الان آرزو کنم از این که بهم دادی خیلی خیلی کوچک تره .

ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم ممنونم




کانادا خوبی ها و بدی ها برای ما مهاجران و بچه هایمان

اول کار این لینک سایت برادر و دوست عزیز از مونترال باز کنید و بخونید و بعدش بیایید سراغ وبلاگ من و ادامه توضیحات :

http://airkanata.blogspot.com/2010/10/blog-post_09.html

 

اگه این مطلب رو خوندین حالا مطالب من رو ادامه بدین .........

من در جواب به مهندس این رو نوشتم و الان تکمیل تر میکنم که:

خیلی نوشتنت این سری غم داره ،آره منم که تازه اومدم اینجا این رو به خوبی میفهمم که تمام عمر قبلیم رو به بطالت  گذرانده ام و همش حرام شده است ،حالا خوبه شما تو ایران بچه مثبت بودی و درس ایران رو هم درست خوندی و رشته تخصصی ات رو خوب بلدی  ولی من حتی اونجا هم تنبلی کردم و مثلا لیسانس شیمی گرفتم ولی بویی از شیمی نبرده ام ، تو ایران در طول سنوات قبل کارهای زیادی انجام داده ام تا نان لامذهب رو برای لمبوندن دربیاورم ، از نسخه پیچی داروخانه (8 سال){از طرح کاد گرفته تا اینکه بشه 8 سال} + طراحی کامپیوتر و کارت ویزیت +ویزیتور علمی شرکت دارویی + رانندگی آژانس + مسئول کنترل کیفیت و واحد شیمیایی  کارخانه  موکت{خیلی عنوانش دهان پر کنه ولی پول نمی دادند و من عطایشان را به گدابازیشان بخشیدم } + کار چاق کن شرکت یک دوست + ویزیتور دو تا شرکت بزرگ دارویی ایران بنامهای داروپخش و فردوس،که تا جا داشت سیستم ما رو استعمار کرد (7سال)  ، آری مهندس عزیز به پشت سر که نگاه میکنم کلی زمان و عمر گرانبها رو صرف زور زدن برای این و آن کرده ام و چه شب نخوابی ها که کشیده ام و چه مسیرهای درازی رانندگی کرده ام ،به هر که بگویی این سابقه زور زدن یک آدمه خندش میگیره {فکر میکنه من الان پیرم} ،یک چیز خنده دار بگم :اینجا سر کلاس آموزشی که بعدا توضیح میدم چیه حرف افتاد به زندگی من و گذشته من ،اینها رو که تعریف کردم همشون شاخ در آوردن و یکصدا پرسیدن

 Hey guy how old are you

که به زبان شیرین فارسی میشه : داداش مگه چند سال داری؟!

فکر کردند دور از جان شما که میشنوید به اندازه یک خر پیر سن دارم و وقتی گفتم 32 سال کلی با خودشون صوت زدند و سرشون رو تکون دادند .

شما چی فکر میکنید ،مسخره به نظر نمی یاد این همه زور و (با معذرت فراوان) جر خوردگی برای هیچ ،تازه موقع آمدن به کانادا باید کاسه گدایی دستم بگیرم تا بتونم پول اومدن رو جور کنم و خانواده خودم بازم طبق معمول پاشون بیچاره ها گیر بود و تازه خانواده همسرم هم گیر انداخته بودم ،برای یک آدم و یک مرد افت داره بعد از این همه سال هیچ غلطی نتونه بکنه و چه خورد شدنی بیشتر از اینکه بازم بارش رو بر دوش کسی دیگه بگذاره و فقط همین که روی زمانه سیاه {ما کوچک هرچی مرده هستیم ، خودمون رو چسبوندیم به مردها تا ما رو هم با قافله خودشون ببرند} .

مهندس تمام حرفهات رو قبول دارم ما تمام عمرمون رو تا الان هدر دادیم و سرمون رو مثل کبک زیر برف کردیم و اصلا نتونستیم ببینیم که دنیا چقدر بزرگه و خدای اون چقدر توانا ،برای ما از بچگی خدایی ساختن که خیلی سخت گیره و با کوچکترین اشتباه بنده ، اون رو به درک اسفل السافلین میفرسته و در جهنم قهرش چنان آتشی عظیم درست کرده و سیخ های کباب پزی رو داغ داغ کرده تا (مودبانه) بر کف دست خطاکاران بگذاره و دیگهای جوشان سرب رو توی گلوشان خالی کنه تا به سزای عملشان برسند ،اگر بدانید من وقتی محصل راهنمایی بودم چقدر از مرگ میترسیدم و چقدر از گناهان نکرده خود از درگاه خداوند طلب آمرزش میکردم و با بزگتر شدنم نه تنها از بار گناهانم  کم نمیشد بلکه به روی آنها هم اضافه میگردید و من بدبخت بیشتر عذاب الهی را احساس میکردم و کارم در دانشگاه  به جایی رسیده بود که هر لطف خداوند در حقم را از روی قهر و غضب او میدیدم و اینکه از نردبان بالا میبردم تا محکمتر به زمین کوبیده شوم . {مگر یک نوجوان چه خطایی مرتکب شده که باید این همه بترسد مگر نه اینکه نهایتا جنس مونثی را در خیابان دیده و هوس صحبت با او ، که  عملا هم خیلی کم پیش میاید و همه عشق بازی از فکر اون جوان بدبخت عبور کرده است } .

در اینجا من هر دو بعد قضیه هدر رفتن عمر و انرژی را از دید خودم و حال و زندگی خودم صادقانه گفتم و همیشه به همسر گرامی میگویم که : ای کاش من جای پسرمان متیین بودم و اون پدر من بود .

شاید بخندید چرا این را میگویم ،برایتان توضیح میدهم که منظورم رو کامل بفهمید :

پسر عزیز من تو این دیار ،مشکلات پدر بیچاره اش رو نخواهد داشت و مطمئن هستم وقتی بزرگتر بشه و برایش تعریف کنم به من خواهد خندید و باور نخواهد کرد .

پسر من در اینجا دستش برای همه چیز باز است و در هر زمینه ای که بخواهد با مانعی روبرو نمیشود ،تمام سیستم برای پیشرفت او طراحی شده ،شاید پسر من یک برق کش خوب باشد ،شاید یک نانوای و یا آشپز خوب و یا جراحی خوب و یا سیاستمدار و یا ورزشکاری خوب ،هرچه که باشد اینجا آزادانه قدرت انتخاب دارد و هر کجا خواست به راحتی میتواند مسیر زندگی خود را تعیین کند و نه اینکه از روی جبر به مسیر قبلی ادامه دهد و منتظر بازنشستگی باشد .

عشقش را میتواند به راحتی انتخاب کند وشغل، رنگ پوست، درآمد ماهیانه  یا .... ، مانعی بر سر راه انتخاب عشقش نمیشوند و طرف مقابلش او را فراتر از این مسائل خواهد دید ،چون اینجا حالت سومی وجود ندارد ،یا طرف مقابل  را دوست داری ویا نه ، هیچ اجباری نیست و چیزی نیم بند بین این و آن نیست ،قانون صفر و یک حاکم است .

پسرم اینجا خدایش را بسیار مهربانتر ،بزرگتر، بخشنده تر ،رئوفتر و دارای میلیونها خصوصیت مثبت میبیند و هیچگاه از خالقش و ابزار و ادوات شکنجه اش نمی هراسد ،چون خالق او بی نیاز از تمام این خصلتها است ، یک پدر واقعی نمیتواند ناراحتی فرزندش را ببیند و اگر هم مشکلی باشد سعی در حل آن یا کمک برای حل آن دارد و هیچگاه پاره تن خود را تنها نمیگذارد(با اینکه فرزند در نتیجه هوس پدر و مادر بوجود می آید) ،چه برسد به خالق تمام گیتی که تک تک ذرات وجودی ما از اوست و او ما را با عشقش خلق کرده که از هوس خیلی خیلی برتر است و با ارزش ترین گوهر هستی عشقیست که خداوند در نهاد تمام آدمها گذاشته و همه در دل خود این هسته عشق را دارند .

مهندس عزیز ناراحت نباش ،شاید چون الان مدت زیاد تری شده که از مملکت مهاجرت کرده ای و تمام بدبختیهایی را که تحمل میکردی فراموش کرده ای و دیگر برایت ملموس نیست ،اگر جایی و مکانی که هستی خسته کننده شده ،خواهش میکنم به سایت یوتوب برو و یکسری فیلمهای این 2 سال اخیر هموطنانت را  ملاحظه کن ، مطمئن باش دوباره کنترمرکزیت صفر میشود و آماده زندگی با انرژی میشوی .

من به خانمم میگم :اینجا تولدی دیگر است ،مهم نیست چی بودیم ؟ چی کردیم؟چی داشتیم ؟و چی نداشتیم؟

مهم این است که دوباره متولد شده ایم و تنها تفاوتش این خواهد بود که این تولد دوباره در بزرگسالی اتفاق می افتد و میتونیم خطاهای دوران بچگی و نوجوانی رو انجام نداده  و به هر آنچه خواسته ایم برسیم و روبه جلو قدم برداریم .

مهندس عزیز خود من همین اول کاری یک دوره 4 روزه دیده ام که گواهینامه رانندگی با لیفتراک را بگیرم و میخواهم برای نان در آوردن برای خانواده ام رانندگی لیفتراک کنم (خیلی هم حال میده)و زبانم رو تقویت کنم و بعد از یکسال نگاه کنم ببینم به کجا رسیده ام و برای باقی راه تصمیم گیری کنم .

شاید برای من که وضعیت درسم تو ایران خیلی خوب نبوده و توپ درس نخواندم اینجا تصمیم گیری راحت تر باشه و کمتر الان به فکر ادامه تحصیل تو مقطع بالاتر بیفتم (کاری که اکثرا تا میرسن انجام میدن )،چون اینجا تحصیلکرده زیاد هست و درس خوندن تو اینجا قانون داره ،آدم یا باید واقعا عاشق درس باشه که بخونه و یا درس رو برای نون بخونه که

برای من به شخصه ، دیگه زمان عشق و عاشقی گذشته چون زن بچه دارم و اگر هم درس بخوانم هوشمندانه میخونم که بعدش بتونم راحتترزندگی کنم و نون دربیارم ، نه اینکه رانندگی لیفتراک عیب داره بلکه برای اینکه سختی بدنی کمتری بکشم .

 خودت بهتر میدونی که برخلاف مملکت ایران که فقط به حرف گفته میشه کار برای مرد عیب نیست ،اینجا عملا می بینی کار برای مرد عیب نیست و شخصیت آدم با نوع کار سنجیده نمیشود .

خوشحالم که اینجام .

 

  

 

طرز تفکر ما ایرانیان قبل و بعد از کانادا رسیدن

تمام عزیزان یک مطب هست که میخواهم براتون از دید شخصی خودم توضیح بدم که منو یک کم آزار میده ،اونم اینه که اکثریت هموطنان عزیز قبل از اینکه بیان کانادا و تا وقتی تو ایران هستند همش کانادا کانادا میکنند و کانادا از زبانشون نمی افته ولی به مجرد اینکه پاشون رسید به کانادا و ساکن شدند ، تمام کارهاشون رنگ دیگه ای به خودش میگیره ،تو ایمیل هاشون +تو وبلاگشون +تو حرفهاشون  این رو میبینی که کانادا چیز جالبی نداره و....

این موضوع 2 حال بیشتر نداره :

اول = اینکه کلاس و پرستیژ گوینده خیلی خیلی بالاست و احتمالا از سویس یا ناف پاریس به کانادا مهاجرت کرده و در اون ممالک آدم ها تو خانه نشسته و کارمندان دولت برای انجام کارهای شخصی اونها به درب منزلشان مراجعه میکنند و اصلا کسی تو اون ممالک کار نمیکنه و همه به گشت وگذار و تفریح مشغولند و دولت آخر هر ماه پول هنگفتی به هر نفر میده   ولی ولی  در کانادا آدم باید برای انجام کارهای شخصی به ادارات مراجعه کنه و همه کار میکنند و اگه دولت هم پولی بده حدود 800 $ بیشتر نمیده  .

دوم =  تا وقتی تو ایرانیم اونقدر کانادا رو بزرگ کردیم که بهشت برین شده و کعبه آمال و هنگامیکه با واقعیت اون روبرو میشیم تو ذوق مون میخوره و میگیم کانادا هم خیلی آش دهان سوزی نیست و فقط  آدم اینجا امنیت فکری و جانی داره ،همین و فقط همین .

هیچ کی نیست بگه عمو جان یا خاله جان ، یادت رفته هر آدمی بعد از خوردن و خوابیدن ،مهمترین چیز تو زندگیش امنیت روانی و جانیه .......

یادت رفته از کجا اومدی و چه چیزهایی رو دیدی ؟!!

میخواهم یکسری مطلب بنویسم ولی میترسم وبلاگم مسدود بشه و حالم بگیره ،ولی خیلی ناراحت میشم  وقتی میبینیم کسی اینجوری مینویسه .

عزیزان و کسانی که تو راه کانادا هستید و یا نیستید و این وبلاگ رو میخونید :

کانادا کعبه آمال و سرزمین موعود هم نیست سرزمینی از سرزمینهای خداوند در روی زمینه که با سرزمین ایران 15000 کیلومتر فاصله داره ولی چندین فرق اساسی بین این دو سرزمین هست :

اولا -  قانون (چه خوب و چه بد )تو کانادا کاملا رعایت میشه .

دوما -  همه ساکنین تو این سرزمین مجبور به رعایت قانون هستند و در برابرقانون همه یکسان و برابرند و اگر زمانی آقازاده ای یا کسی کله گنده زیر آبی بره (خیلی کم پیش میاد) اون موقع صاحب جراید اگه بفهمند ،کار تمام و پدر پدر سوخته طرف رو درمیارند وکاری میکنند که به غلط کردن بیفته و از پستش (نه چندین پست )هم کنار بره و نه اینکه بعد از غلط اضافی که کرده تازه تازه ترفیع هم بگیره .

سوما – تو کانادا همه آدمند و انسانها و از تمام حقوق انسانی برخوردار هستند و هرکسی ارزش داره و برای اجتماع مهمه

چهارما – تو کانادا آزادی کامل کامل برقراره تا اونجایی که قانون حاکم رو زیر پا گذاشته نشود و به حق دیگران تجاوز نشه

پنجما – اینجا کسی که کار کنه  یعنی با حداقل درآمد ،ساعتی 10$ ،گرسنه نمیمونه و زن و بچش حسابی کیف میکنند {نه اینکه با حقوق کارگری نون بخور و نمیری دربیاره و مجبور بشه 10 جای دیگه کار کنه }

 

قبلا هم نوشتم که اگه خیالات باطلی راجب کانادا و زندگی تو اون دارید ،همشون رو بریزید دور و اگه موارد بالا رو تو زندگیتون تو کشورتون کم میبینید کانادا جای خوبی برای مهاجرته  و شک نکنید ولی اگه راحت هستید و جزء اون اقلیت در رفاه تو ایران هستید که اصلا به خودتون زحمت سفر و از زیر صفر شروع کردن ندهید ،اینجا پول نمیشه خوب درآورد ولی میشه خوب زندگی کرد .

باور کنید خیلی زورم میگیره وقتی میبینم کسی یا کسانی خودشون از روی سیری ،از روی هوس،از روی چشم و همچشمی  اومدن اینجا که بگن ما هم کاناداییم و قمپوز در میکنندکه اینجا آش دهان سوزی نیست .

اگه انتظارتون از زندگی انتظار یک آدم معقول و سالم ،بدونید کانادا یکی از بهترین جاها برای زندگیست .

 

 

 

 

طلاق در کانادا (امیدوارم به این مطالب احتیاج پیدا نکنید)

نرخ طلاق در کانادا بالاست (حدوداً نصف نرخ ازدواج) و سالانه حدود 70,000 زوج در این کشور از یکدیگر جدا می‌شوند. متاسفانه این مشکل در میان خانواده‌های ایرانی مهاجر نیز وجود دارد و شخصاً، به واسطه ارتباطی که بنا بر مقتضیات شغلی با ایرانیان مهاجر داشته و دارم، بروز این مشکل در برخی خانواده‌های ایرانی را شاهد بوده و ریشه اصلی مشکلات بزرگتری که متعاقباً زن یا مرد جدا شده با آن دست به گریبان می‌شود را عدم آشنایی با قوانین و شرایط طلاق، که با مقررات و قوانین طلاق ایران کلاً متفاوت است، می‌دانم. تجزیه و تحلیل دلایل و ریشه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و یا حتی روانی بروز طلاق در خانواده‌های مهاجر نیاز به بحث‌های کارشناسی مفصلی دارد که در تخصص من نیست و قصد ورود به آن را ندارم. تنها هدف سلسله مطالبی که با عنوان "طلاق در کانادا" در این وبلاگ مشاهده خواهید کرد مرور کلی قوانین طلاق کانادا جهت آشنایی افرادی که قصد دارند به این کشور مهاجرت کنند و یا هموطنان عزیزی که در این کشور زندگی می‌کنند، می‌باشد. به نظر من طرح این نوع مطالب در این وبلاگ و وبلاگ‌هایی با موضوع مشابه ضروری است زیرا معتقدم کسی که قصد دارد به کشوری جدید مهاجرت کند باید حتی‌ الامکان با شرایط و شیوه کار و زندگی، فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی، و از همه مهمتر قوانین حاکم در کشور جدید (حتی مورد ناخوشایندی مانند طلاق) آشنا شود و با آشنایی و آمادگی کامل مهاجرت کند و در نتیجه با مشکلات کمتری روبرو شده و گام‌های مستحکم‌تر و موفق‌تری را در مسیر زندگی تازه خود بردارد.

عبارت "همسر" در مطالب پیش رو به زن و یا شوهر می‌تواند اطلاق شود و قوانین مورد اشاره برای هر دو طرف به شکل مساوی قابل اجراست.

شرایط لازم جهت ارائه دادخواست طلاق

در صورتی می‌توانید برای جدایی رسمی از همسر خود اقدام کنید که:

  • ازدواج شما به شکل قانونی در کانادا یا هر کشور دیگری به ثبت رسیده باشد؛
  • قصد جدایی دائم از همسر خود را داشته و معتقدید که هیچ شانسی برای اینکه بتوانید بیش از این با یکدیگر زندگی کنید وجود ندارد، یا قبلا در حال زندگی جدا از همسر خود بوده و تمایلی به رجوع و ادامه زندگی با وی ندارید؛ و
  • شما یا همسرتان به مدت حداقل یک سال قبل از ارائه دادخواست طلاق در یکی از ایالت‌ها یا نواحی کانادا زندگی کرده باشید.

برای اینکه دادخواست طلاق را ارائه کنید لازم نیست شهروند کانادا بوده و تابعیت این کشور را اخذ کرده باشید.

 شرایط لازم جهت گرفتن طلاق

برای گرفتن طلاق باید نشان دهید که ازدواج‌تان با شکست مواجه شده یا اصطلاحا break down شده است. از نظر قانون، "شکست ازدواج" یا به عبارتی به بن بست رسیدن ازدواج در صورتی محرز است که یکی از موارد زیر اتفاق بیافتد:

  • شما و همسرتان به مدت حداقل یک سال جدای از هم زندگی کرده و معتقدید که ازدواج‌تان به بن بست رسیده است و امکان سازش وجود ندارد؛ یا
  • همسرتان با شخص ثالثی ارتباط جنسی داشته و این عمل از نظر شما قابل چم‌ پوشی و بخشش نباشد؛ یا
  • همسرتان از لحاظ روحی و روانی یا جسمی و فیزیکی به شما ظلم و ستم روا داشته به نحوی که تحمل ادامه زندگی با وی از شما سلب شده است.

مورد آخر که اصطلاحا Cruelty نامیده می‌شود ممکن است مواردی همچون خشونت‌های فیزیکی و رفتارهایی که باعث اضطراب و نگرانی‌های شدید روحی و روانی می‌شود را شامل گردد.

بیش از 80 درصد طلاق‌هایی که در کانادا به وقوع می‌پیوندد از نوع اول بوده و "شکست ازدواج" پس از آنکه زوجین یک سال جدا از هم زندگی کردند محرز می‌گردد. بر اساس قانون برای این نوع طلاق هیچ یک از طرفین نیازی ندارند که عدم امکان سازش را به اثبات برسانند یا ثابت کنند که طرف مقابل مقصر و باعث به بن بست رسیدن و شکست ازدواج بوده است؛ تنها یک سال زندگی جدا از هم "شکست ازدواج" را به اثبات می‌رساند. اما برای مورد دوم (خیانت همسر) و مورد سوم (بدرفتاری‌های فیزیکی و روانی) متقاضی طلاق باید بتواند ادعای خود را با ارائه مدارک و شواهد در دادگاه به اثبات برساند. در پست بعدی مراحل ارائه دادخواست طلاق و مسائل مربوط به حضانت فرزندان و خرجی همسر را مورد بحث قرار می دهم.

مراحل ارائه دادخواست طلاق

  • همیشه توصیه می‌شود قبل از تکمیل فرم‌های طلاق با وکیلی که متخصص قانون خانواده است مشورت کنید. وکیل مورد نظر می‌تواند وضعیت شما را بررسی کرده و نحوه برخورد قانون با آن را مشخص و نیز نحوه حفاظت از حقوق قانونی‌اتان را بازگو کند. اولین گام برای گرفتن طلاق تکمیل فرم‌های دادخواست طلاق است که با توجه به ایالت یا ناحیه‌ای که متقاضی طلاق در آن زندگی می‌کند، تفاوت دارند. اگر از خدمات یک وکیل استفاده می‌کنید، وی فرم‌های مورد نظر را از جانب شما تکمیل و مسئولیت فرایند طلاق را بر عهده می‌گیرد.
  • موارد خاصی وجود دارند که باید در فرم‌های تکمیل شده مورد اشاره قرار گیرند. برای مثال اگر فرزندی حاصل ازدواج باشد، متقاضی طلاق باید توافقات انجام گرفته در مورد فرزند مذکور (از جمله حق حضانت و میزان و نحوه حمایت مالی از کودک) را در فرم تقاضای طلاق قید کند و یا اگر در این مورد به توافقی با همسر خود نرسیده‌است، نحوه حضانت و حمایت مالی مد نظر و مورد رضایت خود را شرح دهد.
  • فرم‌های تکمیل شده را باید به همراه هزینه‌ بررسی پرونده  به دادگاه تحویل و مراحل و دستورالعمل‌هایی که بازهم در ایالت‌ها و نواحی مختلف کانادا متفاوت است را دنبال نمود.

قبل و یا بعد از اقدام به طلاق (طلاق‌هایی که پس از یک سال زندگی جدا از هم زوجین صورت می‌پذیرد) این امکان برای طرفین وجود دارد که به مدت حداکثر 90 روز و با هدف مصالحه و آشتی بایکدیگر زندگی کنند. اگر در این مدت آشتی و توافقی صورت نگرفت و متقاضی طلاق همچنان بر خواسته خود پافشاری کرد درخواست طلاق مراحل خود را طی و نهایتاً توسط قاضی دادگاه بررسی می‌گردد.

طلاقی که زوجین در تمام موارد آن از جمله حضانت فرزندان و نحوه حمایت مالی از آنها با یکدیگر توافق دارند را اصطلاحاً طلاق توافقی یا uncontested divorce می‌نامند. در اکثر ایالت‌ها و نواحی کانادا طلاق توافقی به صورت غیابی و بدون نیاز به حضور زوجین در دادگاه صورت می‌پذیرد.

 طلاق غیر توافقی (contested divorce)

اگر شما و همسرتان نتوانید در موردی از شرایط طلاق، مواردی مانند سرپرستی کودک (کودکان) یا میزان و نحوه حمایت‌های مالی از کودک (کودکان) و خرجی یا نفقه همسر، به توافق برسید طلاق را غیر توافقی یا اصطلاحا contested می‌نامند. شما و همسرتان باید مواردی را که نتوانسته‌اید در موردشان توافق کنید را کتبا و قبل از جلسه دادگاه به اطلاع مقامات قضایی ذیربط برسانید و مراحلی را که باید بر اساس قوانین دادگاه‌های ایالتی یا ناحیه‌ای پیش از برگزاری جلسه دادگاه و جهت تشریح و توضیح موارد مختلف انجام شود را طی کنید. پس از طی تمام مراحل مذکور که معمولا کاری وقت گیر و زمان‌ بر است درخواست طلاق در دادگاه مطرح شده و شما یا وکیل‌تان این فرصت را دارید که وضعیت و شرایط پرونده را برای قاضی توضیح دهید و برای اثبات ادعاهای خود شواهد و مدارک خود را ارائه کنید. تصمیم‌گیری نهایی در مورد مسائلی که مورد توافق شما و همسرتان نیست را قاضی دادگاه بر عهده دارد. هر زمان در طی مراحل آماده سازی و بررسی پرونده می‌توانید با همسر خود در زمینه موارد مورد اختلاف مذاکره کنید و قبل از برگزاری دادگاه با وی به توافق برسید.

در مرحله نهایی فرایند طلاقِ غیر توافقی تمام اطلاعات عرضه شده، چه اطلاعات ارئه شده در فرم‌های دادخواست طلاق و چه اطلاعاتی که در جلسه دادگاه ارائه شده است، را قاضی پرونده مرور می‌کند تا مطمئن شود که شرایط لازم برای صدور حکم طلاق وجود دارد و نهایتا رای و نظر خود را در مورد صدور حکم طلاق و نیز مسائل مورد اختلاف زوجین اعلام می‌کند. معمولا حکم طلاق 90 روز پس از امضای قاضی نهایی شده و می‌توانید برای دریافت سند یا گواهی طلاق ((Certificate of Divorce اقدام کنید.

 حضانت کودک (Child Custody)

گاهی اوقات هر دو طرف (زن و شوهر) خواستار حق حضانت کودک (کودکان) هستند ودر این موارد معمولا تصمیم‌ گیری در مورد کسی که حق دارد حضانت یا تربیت و نگهداری کودک را پس از طلاق به عهده داشته باشد آسان نیست. اگر والدین در مورد سرپرستی و حضانت کودک به توافق نرسند قاضی دادگاه بر پایه اصول زیر در این مورد تصمیم‌گیری می‌کند:

  • تامین حداکثر مصالح و علائق کودک همواره در اولویت است.
  • کودک باید تا آنجا که مصالح و علائق وی اجازه می‌دهد هم با پدر و هم با مادر خود تماس و ارتباط داشته باشد.
  • رفتار قبلی یکی از والدین توسط دادگاه نمی‌تواند مورد توجه قرار بگیرد مگر اینکه رفتار مذکور بر توانایی فرد جهت ایفای نقش پدری یا مادری تاثیر گذار باشد.

قاضی برای تشخیص بیشترین مصالح و علائق کودک برخی از عوامل از جمله موارد زیر را مد نظر قرار می‌دهد:

  • نحوه نگهداری از کودک قبل از جدایی (کدام یک از والدین در بیشتر مواقع نگهداری کودک را بر عهده داشته‌اند؟ کدام یک کودک را به دکتر و دندانپزشک می‌برده است؟ چه کسی با معملمان و مدرسه کودک در ارتباط بوده؟ و...)
  • رابطه والد - فرزندی و قیود مربوط به آن
  • برخورداری از قابلیت‌ها و شایستگی‌های مادری یا پدری
  • سلامت جسمانی، احساسی و روانی والدین
  • زمانبندی‌های روزمره و برنامه‌ریزی‌های مربوط به کودک و والدین‌اش
  • سیستم‌های حمایتی (برای نمونه کمک و حمایت پدر بزرگ، مادر بزرگ و سایر خویشاوندان)
  • مسائل مرتبط با روابط خواهر و برادری (معمولا خواهران و برادران باید در کنار هم زندگی کنند، اما در برخی موارد ممکن است با جدایی آنها موافقت شود)
  • آرزوها و علائق کودک (سن مشخصی که کودک در آن سن حق انتخاب مادر یا پدر برای سرپرستی و تربیت خود را داشته باشد وجود ندارد. متناسب با سن کودک دادگاه وزن بیشتری را به آرزو و خواسته کودک اختصاص می‌دهد. معمولا خواسته و نظر فرزندان نوجوان مورد پذیرش دادگاه نیز قرار می‌گیرد).

 چهار نوع حضانت در قوانین کانادا پیش بینی شده است. نوع اول sole custody نامیده می‌شود که به موجب آن یکی از والدین، پدر یا مادر، حق حضانت کودک را داراست. نوع دیگر joint custody یا حضانت مشترک است که در این نوع مادر و پدر مشترکاً حق حضانت فرزند را دارند. در نوع سوم که shared custody نامیده می‌شود پدر و مادر به طور مشترک حق حضانت کودک را دارا بوده و هریک می‌توانند حداقل 40 درصد از زمان را با کودک خود بگذرانند. نوع چهارم حضانت split custody یا حضانت دوبخشی است که به موجب آن مادر حضانت تعدادی از کودکان و پدر حق حضانت تعداد دیگر را داراست. همانگونه که قبلا اشاره شد دادگاه حتی الامکان این نوع حضانت را حکم نمی‌کند و سعی می‌نماید خواهران و برادران را از یکدیگر جدا نکند.

خرجی کودک

پدر و مادر حتی پس از طلاق نیز وظیفه تامین مالی فرزندان را بر عهده دارند. معمولا مسئولیت حمایت مالی و پرداخت خرجی کودک بر عهده کسی است که حضانت و سرپرستی کودک را بر عهده ندارد و کودک نزد او زندگی نمی‌کند. میزان خرجی کودک بر اساس جدولی به نام Child Support Guideline تعیین می‌شود. عوامل اصلی تعیین کننده میزان خرجی عبارتند از میزان درآمد کسی (پدر یا مادر) که مسئولیت پرداخت خرجی را بر عهده دارد، تعداد کودکانی که پس از طلاق به جا مانده‌اند و باید به آنها خرجی پرداخت شود، و قوانین ایالتی که پرداخت کننده خرجی در آنجا سکونت دارد. میزان خرجی ممکن است پس از مدتی افزایش یا کاهش یابد. برای مثال، اگر کودک نیازهای خاصی داشته باشد مثلا نیاز به نگهداری در مهدکودک یا اگر پرداخت کننده خرجی خانواده جدیدی تشکیل دهد و مسئولیت حمایت مالی از آنها را بر عهده بگیرد یا چنانچه پرداخت کننده خرجی از وضعیت مالی پایین‌تری نسبت به دریافت کننده خرجی داشته باشد، ممکن است میزان خرجی افزایش یا کاهش یابد. برخلاف آنچه که همگان تصور می‌کنند پرداخت خرجی کودک هنگامی که وی به سن 18 سالگی می‌رسد پایان نمی‌یابد و تا زمانی که فرزند به مدرسه می‌رود و از نظر مالی مستقل نشده است ادامه خواهد یافت. اگر حکم پرداخت خرجی پس از اول ماه می سال 1997 صادر شده باشد نمی‌توان خرجی پرداخت شده را در اظهارنامه مالیاتی به عنوان کسورات مالیاتی قید کرد و دریافت کننده خرجی نیز مالیاتی بابت پول دریافتی نمی‌پردازد. شما به عنوان پرداخت کننده خرجی کنترلی بر نحوه خرج کردن پول پرداختی ندارید زیرا پیش فرض دادگاه این است که همسر سابق شما توانایی مراقبت از کودک را دارد و تمام پولی که ماهانه می‌پردازید خرج کودک می‌شود.

نکته مهم دیگری که در اینجا باید متذکر شوم این است که قانوناً پرداخت یا عدم پرداخت خرجی کودک به اینکه ازدواج رسمی بین والدین صورت گرفته است ارتباطی ندارد و والدین حتی اگر تنها یک شب را با هم گذرانده و بچه‌دار شده باشند بازهم ملزم به حمایت مالی از کودک خود هستند.

 خرجی یا نفقه همسر

معمولا اگر یکی از والدین (پدر یا مادر) درآمد بیشتری نسبت به دیگری داشته باشد باید به طرف مقابل خرجی بدهد. فرمولی برای محاسبه خرجی همسر وجود ندارد و میزان این خرجی برای هر پرونده متفاوت بوده و توسط دادگاه تعیین می‌شود. دریافت کننده نفقه باید تمام تلاش خود را برای بالا بردن درآمد خود انجام دهد تا از نظر مالی مستقل شده و نیازی به دریافت خرجی نداشته باشد. هرچند معمولا مردان به زنان خرجی می‌دهند ولی اینکه چه کسی باید به دیگری خرجی بپردازد تحت تاثیر جنسیت افراد نیست. قاضی برای محاسبه میزان خرجی همسر و اینکه چه کسی باید به دیگری این خرجی را بپردازد عواملی از قبیل دارایی‌ها، درآمد، سن، وضعیت سلامت، و استاندارد زندگی دوطرف و این که کدام یک مسئولیت سرپرستی و حضانت کودک را بر عهده دارد، مدت زمانی که زن و شوهر با یکدیگر زندگی کرده‌اند و سهم و نقشی که هریک به لحاظ اقتصادی در توسعه و پیشرفت شغلی دیگری داشته است و نیز سهمی که هریک در توسعه اقتصاد خانواده داشته‌اند، و تاثیری که ازدواج یا طلاق بر وضعیت شغلی و مالی دوطرف داشته و خواهد داشت را مد نظر قرار می‌دهد. قاضی می‌تواند پرداخت خرجی همسر را به مدت زمان مشخصی محدود کند یا آن برای آن محدودیت زمانی خاصی قائل نشود. معمولا مدت زمانی که دو طرف با یکدیگر زندگی کرده‌اند و داشتن یا نداشتن فرزند عواملی هستند که در تعیین محدوده زمانی موثرند. به طور معمول اگر رابطه کوتاه بوده و دو طرف جوان و بدون فرزند باشند خرجی همسر باید در مدت زمان محدودی پرداخت شود ولی اگر رابطه ازدواج طولانی مدت بوده و فرزند یا فرزندانی از این رابطه به وجود آمده باشند معمولا قاضی پرداخت خرجی همسر را محدود به زمان معینی نمی‌کند ولی این امکان را به پرداخت کننده خرجی می‌دهد که هرزمان تغییر عمده‌ای در وضعیت مالی پرداخت کننده یا دریافت کننده صورت گرفت، به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای خاتمه پرداخت خرجی را بدهد.

 تقسیم دارایی‌ها پس از طلاق

در هنگام طلاق، ارزشی که در مدت ازدواج به دارایی خانواده افزوده شده است باید به صورت مساوی بین دوطرف تقسیم ‌شود. در اولین گام در تقسیم دارایی‌ها دارایی خالص هر طرف (زن و شوهر) به طور جداگانه محاسبه می‌شود. بدین منظور مجموع تمام دارایی‌های شوهر در هنگام طلاق که می‌تواند به صورت ملک یا املاک، وجه نقد در حساب‌های جاری یا پس‌انداز، سهام بورس، و غیره باشد را محاسبه و سپس از آن بدهی‌های فعلی وی و نیز دارایی‌هایی که در هنگام ازدواج داشته است را کم می‌کنند تا دارایی خالص شوهر محاسبه گردد. دارایی خالص زن نیز به همین ترتیب محاسبه می‌شود و مابه‌التفاوت دارایی خالص دو طرف مشخص می‌گردد. نیمی از مابه‌التفاوت دارایی باید به کسی که دارایی کمتری دارد پرداخت ‌شود تا هر دو طرف در هنگام طلاق دارایی خالص یکسانی داشته باشند. البته توجه داشته باشید که ممکن است تفاوت‌هایی در قوانینی که در این زمینه اعمال می‌شود، با توجه به ایالتی که زوجین در آن زندگی می‌کنند وجود داشته باشد.

نقل از وبلاگ مهاجرت با چشمان باز

تردد از کانادا به آمریکا

اگر مقیم کانادا هستید و در آینده نزدیک برنامه‌ای برای سفر به آمریکا دارید تاریخ اول ژوئن سال 2009 را به خاطر بسپارید. ازتاریخ مذکور مرحله آخر قانون Western Hemisphere Travel Initiative (WHTI) به اجرا در آمده و محدودیت‌های جدیدی بر عبور و مرور از مرزهای آمریکا اعمال می‌گردد. از سی‌ام ماه می 2009 به بعد گواهی تولد، گواهینامه رانندگی، یا حتی کارت شهروندی از کانادایی‌هایی که قصد دارند از راه زمینی یا دریایی وارد ایالات متحده امریکا شوند، پذیرفته نمی‌شود و بر اساس قانون WHIT باید یکی از اسناد زیر توسط مسافر ارائه شود (البته کانادایی‌های زیر 15 سال مستثنی بوده و کماکان می‌توانند با ارائه گواهی تولد و یا کارت شهروندی کانادا به آمریکا وارد شوند):

 پاسپورت

اداره امور بازرگانی بین‌الملل و روابط خارجی کانادا (DFAIT) پاسپورت را تنها مدرک مسافرتی بین‌المللی می‌داند که در سرتاسر دنیا پذیرفته می‌شود و کانادایی ها می‌توانند به راحتی آن را تهیه کرده و برای سفرهای خارجی خود مورد استفاده قرار دهند. به عبارت دیگر با پاسپورت می‌توانید به هرکشوری از جمله ایالات متحده امریکا وارد شوید.

 کارت NEXUS

شهروندان و افراد مقیم دائم کانادا یا آمریکا که به طور مکرر از مرزهای کانادا/آمریکا عبور ‌می‌کنند، می‌توانند از مزایای یکی از دوبرنامه ای که اجرای آنها بر عهده اداره خدمات مرزی کانادا (CBSA) و اداره گمرک و حفاظت مرزی آمریکاست، بهره مند شوند. یکی از این برنامه‌ها کارتی به نام NEXUS و برنامه دیگر کارتی به نام کارت FAST را در اختیار متقاضی قرار می‌دهد . دارندگان کارت NEXUS می‌تواند از تسهیلات ویژه‌ درهنگام عبور از مرزهای کانادا/آمریکا برخوردار ‌شود. از جمله این تسهیلات می‌توان به استفاده از لاین اختصاصی هنگام عبور از مرزهای زمینی و یا بکارگیری کیوسک‌های خودکاردر فرودگاه ها که از طریق آنها می‌توان تاییدیه عبور را به سرعت دریافت کرد، اشاره نمود. برای اطلاع از نحوه و شرایط درخواست کارت NEXUS می‌توانید به وب سایت اداره خدمات مرزی کانادا به آدرس اینترنتی www.cbsa-asfc.gc.ca مراجعه کنید.

 کارت FAST

کارت Free Secure Trade یا FAST مزایایی مشابه کارت NEXUS را در اختیار بازرگانان، رانندگان، و کارکنانی که بنا بر نیازهای شغلی لازم است امکان تردد مکرر از مرزهای دو کشور را داشته باشند، قرار می‌دهد. برای اطلاع از نحوه و شرایط دریافت این کارت نیز می‌توانید به آدرس اینترنتی اداره خدمات مرزی کانادا مراجعه کنید.

 کارت EDL و کارت EIC

کارت EDL نیز از جمله اسناد و مدارکی است که بر اساس قانون WHIT در پایانه‌ها و مبادی مرزی کانادا/آمریکا مورد قبول است. اگر مکرراً از مرزهای زمینی یا دریایی کانادا/آمریکا عبور می‌کنید، تهیه Enhanced Drivers' License، که درواقع نوعی گواهینامه رانندگی ویژه است، را به شما توصیه می‌کنم. هنگامی که کارت EDL در مبادی ورودی مرزی توسط دستگاه مخصوص خوانده می‌شود، سیگنالی توسط تراشه الکترونیکی تعبیه شده درکارت به کامپیوتر افسر گمرک منتقل می‌شود و از این طریق امکان دسترسی سریع مامور مربوطه به اطلاعات شخصی دارنده کارت فراهم می‌گردد. کارت مشابهی که تمام مزایای کارت EDL را در اختیار کسانی که رانندگی نمی‌کنند قرار می‌دهد کارت EIC یا Enhanced Identification Card نام دارد. این کارت‌ها که اندازه‌ای مشابه کارت گواهینامه رانندگی دارند در پایانه های مرزی زمینی یا دریایی امریکا/کانادا پذیرفته شده و همچون پاسپورت امکان ورود به این کشورها را برای دارنده فراهم می‌کنند. ایالت‌های بریتیش کلمبیا، مانیتوبا، کِبک، و اُنتاریو اخیرا صدور کارت EDL را آغاز کرده‌اند و در حال حاضر درخواست صدور کارت در این ایالت‌ها از متقاضیان پذیرفته می‌شود. ساکنین اُنتاریو می‌توانند برای درخواست هریک از این کارت‌ها به نزدیکترین اداراه ServiceOntario مراجعه کنند.

نقل از وبلاگ مهاجرت با چشمان باز

نکات کلیدی در مهاجرت موفق به کانادا

اگر قصد دارید برای مهاجرت به کانادا اقدام کنید، در نظر داشتن نکات زیر می‌تواند در موفقیت شما تأثیر به سزایی داشته باشد. این نکات شاید در نظر اول ساده و پیش پا افتاده به نظر برسند ولی می‌توان ریشه بسیاری از تأخیراتی که در بررسی پرونده متقاضیان بروز می‌کند را در همین نکات یافت:

  1. هنگام تکمیل فرم‌های مهاجرتی اطمینان حاصل کنید که تمام اسناد و مدارک لازم از قبیل شناسنامه و کارت ملی، سند ازدواج، گواهی پایان خدمت، پاسپورت، مدارک تحصیلی، سوابق کاری، و ... را در اختیار دارید و مطمئن شوید که کلیه مدارک خواسته شده را بدون کم وکاست ارسال کنید. از آنجا که اداره شهروندی و مهاجرت کانادا مدارکی که به زبان انگلیسی یا فرانسوی نباشد را نمی‌پذیرد بسیار مهم است که تمام مدارک فارسی را از طریق یک دارالترجمه رسمی به انگلیسی ترجمه کنید. توصیه می‌شود حداقل 2 تا 3 نسخه از ترجمه هر مدرک را تهیه کنید و همواره یک کپی از پرونده‌ای که ارسال کرده اید را در اختیار داشته باشید زیرا فرایند کسب اقامت دائم کانادا معمولا زمان بر است و شما همیشه باید بدانید که چه اطلاعاتی را ارسال کرده اید و چه تغییراتی در پرونده شما اتفاق افتاده است تا هنگام ارسال اطلاعات تکمیلی یا در هنگام مصاحبه احتمالی دچار تناقض گویی نشوید.
  2. پس از اقدام به مهاجرت و ارسال فرم‌های تقاضا، اگر ارسال اطلاعات یا مدارک دیگری درخواست شد، موارد درخواستی را به فوریت تهیه کنید و بفرستید. مسئولان بررسی کننده پرونده از شما انتظار دارند که مدارک و اطلاعات درخواستی را هرچه سریعتر در اختیارشان قرار دهید و ممکن است پرونده را تنها در بازه زمانی مشخصی در جریان نگاه داشته و هر گونه سهل انگاری از ناحیه شما در این زمینه می‌تواند روند بررسی پرونده را با تأخیر روبرو کند. بنابراین صبور باشید و هرآنچه را که درخواست می‌شود به سرعت آماده و ارسال کنید.
  3. کوچکترین تغییر در وضعیت خود (تغییر آدرس محل کار یا سکونت، ازدواج یا طلاق، تولد نوزادی جدید در خانواده، و...) را در اسرع وقت به اطلاع دفتر ویزا برسانید. در ارائه اطلاعات دقت کافی را مبذول داشته و هیچگاه دروغ نگویید یا اطلاعات متناقض ارائه نکنید.
  4. همواره به شیوه ای سیستماتیک و روشمند عمل کنید و سعی کنید گام‌های خود را مطابق فرایندی که تعریف شده است بردارید و مرحله به مرحله پیش بروید. هیچگاه سعی نکنید که اطلاعات  یا مدارک اضافه‌ای که درخواست نشده است را ارائه کنید.
  5. در مدت زمانی که منتظر بررسی پرونده خود هستید زمان را غنیمت شمرده و روی نقاط ضعف خود از جمله تقویت مهارت‌های زبان انگلیسی یا فرانسه (اگر به ایالتی فرانسه زبان مهاجرت می‌کنید) کار کنید. تسلط بر زبان انگلیسی یا فرانسه مهمترین ابزار برای بنای یک زندگی موفق در کاناداست.
  6. تا زمان بررسی پرونده فرصتی استثنایی در اختیار دارید که بازار کار کانادا را مطالعه کرده و عناوین شغلی که با توجه به رشته تحصیلی و سوابق کاری خود می‌توانید در آنها موفق شوید را شناسایی نمایید. تنظیم یک رزومه مناسب و نیز شرکت در دوره‌های آموزشی تخصصی و گرفتن گواهینامه‌هایی که ممکن است بر غنای رزومه شما بیافزایند را فراموش نکنید.
  7. مجدداً تأکید می‌کنم که یک کپی از هرآنچه که به دفتر ویزا ارسال می‌کنید را به همراه تاریخ ارسال نزد خود نگه دارید. همیشه رسید بسته‌های پستی ارسالی را نگه داشته و در صورت امکان بسته‌ها را از طریق اینترنت پیگیری (track) نمایید تا مطمئن شوید که به مقصد رسیده‌اند.
  8. اگر قصد دارید که از خدمات یک مشاور مهاجرت استفاده کنید و وی را به عنوان نماینده خود به اداره شهروندی و مهاجرت کانادا معرفی کنید، در مورد اعتبار و سوابق فرد مورد نظر تحقیق کنید. اگر مشاور ادعا می‌کند که عضو یک انجمن معتبر و رسمی در زمینه مهاجرت کاناداست، شماره عضویت وی را بخواهید و از طریق اینترنت و وب سایت انجمن مذکور صحت ادعای وی را بررسی کنید. از انتخاب مشاوران مجازی بپرهیزید و همیشه مطمئن شوید که به محل کار و دفتر مشاور خود دسترسی فیزیکی دارید. همانگونه که اداره شهروندی و مهاجرت کانادا نیز در وب سایت خود (http://www.cic.gc.ca) اعلام کرده است به هر شخص حقیقی یا حقوقی که کسب ویزای مهاجرت کانادا را برای‌ شما تضمین می‌کند شک کرده و محتاطانه عمل کنید. تصمیم گیرنده نهایی در مورد پرونده شما افسر ویزاست و هیچ مرجعی نمی‌تواند صدور ویزای اقامت دائم برای یک متقاضی را تضمین کند.
  9. امضای قرارداد مکتوب با مشاور را فراموش نکنید. پس از انتخاب مشاور وقت ملاقاتی با وی گرفته و تمام سوالات مرتبط با مهاجرت خود را از وی بپرسید تمام جوانب و مفاد قراردادی را که باوی امضا می‌کنید به دقت بررسی کنید.
  10. و در آخر، از همه مهتر اینکه در همه مراحل رویکردی مثبت داشته باشید و با اعتماد به نفس عمل کنید.                                                                                                                                   نقل از وبلاگ مهاجرت با چشمان باز

نکاتی برای خرید و صرفه جویی در کانادا - (II)

10. در انتخاب بانک و حساب بانکی خود هوشمندانه عمل کنید. هنگامی که برای افتتاح حساب بانکی به یک بانک مراجعه می‌کنید تمامی گزینه‌های موجود را به دقت بررسی کنید. برخی بانک‌ها حساب‌هایی را پیشنهاد می‌کنند که با حفظ حداقل موجودی در حساب (مثلا 2000 دلار) هزینه ماهیانه یا هزینه‌ای برای هر ترانزاکشن از مشتری نمی‌گیرند. اگر پس اندازی دارید و می‌خواهید در یک حساب پس‌انداز بگذارید و از سود آن استفاده کنید بانک‌ها و حساب های مختلف را بررسی و مقایسه کرده و بهترین و مطمئن‌ترین گزینه را انتخاب کنید.

11. به شبکهFreecycle  در محل خود بپیوندید. Freecycle NetworkTM سازمانی است کاملا غیر انتفاعی متشکل از دوستداران محیط زیست که اعضای شبکه اجناسی که نیازی به آنها ندارند را به صورت رایگان در اختیار دیگر اعضا می‌گذارند و کالاهایی را که نیاز دارند به رایگان از سایر اعضا می‌گیرند. این جنبش غیر انتفاعی هم اکنون از 4,761 گروه و بیش از ۶/۵ میلیون عضو داوطلب در سطح جهان دارد. برای عضویت به وب ‌سایت شبکه با آدرس www.freecycle.org مراجعه کنید.
12. خرید پس از فصل!. حقیقتی که بسیاری از مردم از آن اطلاع دارند ولی در کمال تعجب کمتر به کار می بندند این است که قیمت اجناس فصلی در انتهای فصل فروش این اجناس به شدت کاهش می‌یابد و فرصت مناسبی است برای خرید محصولاتی که تاریخ مصرف ندارند. بنابراین بهترین وقت برای خرید مثلا لباس‌های زمستانی انتهای فصل زمستان است که می‌توان این لباس ها را با تخفیف‌های بسیار مناسب خریداری کرد (هرچند که باید برای استفاده از لباس تا زمستان بعد صبر کنید!).
13. بسیاری از فروشگاه‌های زنجیره‌ای از جمله Future Shop، Home Depot، و Staples گزینه تطبیق قیمت یا price-matching را در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهند به این معنی که با مشتری شرط می‌کنند که اگر توانست جنس مورد معامله را با قیمتی پایین‌تر در یکی از فروشگاه‌های رقیب بیابد، جنس مذکور را با همان قیمت فروشگاه رقیب و یا حتی با درصدی پایین‌تر از رقیب در اختیارش قرار دهند. این گزینه را، اگر خود را ملزم می‌دانید که از فروشگاه خاصی خرید کنید (تا برای مثال از pointهای خرید فروشگاه مذکور را دریافت نمایید)، مورد استفاده قرار دهید.
14. توصیه می‌شود گارانتی اضافی نخرید. بسیاری از فروشگاه‌های محصولات الکترونیکی و لوازم خانگی مشتریان خود را ترقیب می‌کنند که با پرداخت هزینه‌ اضافه گارانتی محصول را مثلا از یک سال به دو یا سه سال افزایش دهند. دلیل مهمی که براساس آن توصیه می کنم پول خود را برای خرید گارانتی اضافی دور نریزید آماری است که سازمان مستقل و معتبر Consumer Reports منتشر کرده است که نشان می‌دهد لوازم برقی خانگی تقریبا هیچگاه در مدت زمان گارانتی خراب نمی‌شوند و اگر خراب شوند نیز هزینه‌ای که بابت تعمیر آن می‌پردازید خیلی بیشتر از هزینه‌ای که بابت گارانتی اضافه می‌پردازید نیست. البته تصمیم و پذیرش ریسک با خودتان است.
15. لوازم جانبی الکترونیکی یا کامپیوتری را از فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ نخرید. فروشگاه‌هایی مثلBest Buy یا Future Shop  مکان مناسبی برای خرید کامپیوتر و لوازم الکترونیکی هستند ولی محل مناسبی برا خرید لوازم جانبی (accessories) مثل کابل، باتری، سوکت‌های مختلف و ... نیستند. معمولا می‌توانید این نوع لوازم جانبی را در مغازه‌ کوچک نزدیک منزل‌تان یا حتی WalMart با قیمت مناسب‌تری بخرید.
16. همیشه قبل از خرید خدمات یا کالاها قیمت‌ها را مقایسه کنید. وقتی قصد دارید چیزی را بخرید (خصوصا لوازم خانگی و الکترونیکی) یا از برای خدماتی (مثل بیمه اتومبیل، یا بیمه منزل) پول بپردازید توصیه می‌شود که قیمت جنس یا خدمت مورد نظر را در فروشگاه‌ها و نمایندگی‌های مختلف مقایسه کنید (البته همیشه مطمئن شوید که قیمت جنس یا خدمتی با کیفیت و مشخصات مشابه را مقایسه می‌کنید). برای مقایسه قیمت اجناس می‌توانید از وب سایت‌های مختلفی که در این زمینه فعالیت می‌کند از جمله pricegrabber.ca، pricecanada.com و shopbot.ca استفاده کنید.
17. از سرویس‌های مکالمه راه دور ارزان استفاده کنید. برای مکالمات راه دور خود از کارت‌های تلفن یا خدماتی که شرکت‌هایی نظیر Skype، MagicJack، Comewave، Startec، و ... ارائه می‌دهند استفاده کنید. این کمپانی‌ها با استفاده از تکنولوژی ‌اینترنتی VOIP خدمات خود را با قیمت بسیار نازل ارائه می‌کنند.
18.از سرویس‌های مکالمه راه دور رایگان استفاده کنید. اخیرا حتی سرویس مکالمه داخلی راه دور رایگان نیز برای برخی شهرها و مناطق کانادا راه‌اندازی شده است و تنها انتظاری که شرکت ارائه کننده سرویس برای استفاده از این خدمات از شما دارد این است که در هر مکالمه به یک آگهی بازرگانی کوتاه (در حد چند ثانیه) گوش کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید به وب سایت‌644free.com یا zerocents.ca مراجعه کنید.
19. از مغازه‌های خواروبار کلاس بالا خرید نکنید. در اغلب موارد می‌توان تقریبا همان میوه یا خواروباری که مثلا در فروشگاه با کلاسی مثل Loblaws عرضه می‌شود را با قیمتی بسیار پایین تر از فروشگاهی مثلnofrills یا foodbasics خریداری کرد.
20. معمولا پیش فرض بسیاری از ما در برخورد با قیمت‌ اجناس این است که قیمت بالاتر نشان دهنده جنس مرغوب‌تر است. اما این پیش فرض همیشه درست نیست. شیوه مطمئن‌تر در برای انتخاب یک کالا جهت خرید مرور نظرات مصرف کنندگان در وب سایت‌ها و خصوصا اتاق‌های‌ گفتگو (forums) و نیز مرور نظرات و کارشناسان مختلف در زمینه جنس مذکور و مقایسه‌هایی است که بازهم می‌توانید در وب سایت‌های اینترنتی بیابید. بخش "Shopping Bags" در شبکه W Network مرورهای فراوانی از کالاهای مختلف را عرضه می‌کند که ارزش دارد نگاهی به آنها بیاندازید. برای خواندن نظرات کاربران در مورد کالاهای گوناگون می‌توانید به وب سایت epinions.com مراجعه کنید و برای دیدن مقایسه‌هایی که کارشناسان ارائه می‌کنند می‌توانید به consumerreports.org مراجعه کنید.

نکاتی برای خرید و صرفه جویی در کانادا - (I)

تقریبا همه ما هنگام خرید یک جنس به دنبال معامله بهتر و قیمت‌ مناسب‌تر هستیم خصوصا در این برهه زمانی که بحران مالی و رکود جهانی اقتصاد باعث شده است بسیاری از افراد کاهش هزینه‌ها را به عنوان راهی برای جبران کاهش قدرت خرید خود در پیش بگیرند. در اختیار داشتن ابزار قدرتمندی به نام اینترنت که شاید در رکودهای اقتصادی قبلی در اختیار مردم نبود این امکان را در اختیار خریداران قرار می‌دهد که در هنگام خرید یک کالا انتخاب‌های مختلف و قیمت‌های موجود را به آسانی با یکدیگر مقایسه کرده و بهترین‌ها را برگزینند. در این پست و در پست بعدی نکاتی‌ در مورد خرید در کانادا ارائه می‌شود که رعایت آنها می‌تواند موجبات صرفه جویی در پول شما را فراهم کند:

1. استفاده از سایت‌های ارائه کننده کوپن تخفیف. کوپن تخفیف برای خرید برخی اقلام شناخته شده را می‌توانید از طریق وب سایت‌هایی که این کوپن‌ها را ارائه می‌کنند دریافت کنید.در این وب سایت‌ها می‌توانید نام تجاری کالایی که قصد دارید بخرید را وارد کرده و ببینید که آیا کوپن تخفیف برای کالای مورد نظر موجود است یا خیر. برخی وب سایت‌ها مانند frugalshopper.ca کوپن‌های تخفیف قابل پرینت ارائه می‌کنند ولی برخی دیگر مثل save.ca کوپن‌های درخواستی را برایتان پست می‌کنند. وب سایت‌هایی دیگری نیز در این زمینه در سطح کانادا فعالیت می‌کنند که برای نمونه می‌توان از canadianfreestuff.ca وcanadianshoppingdeals.com نام برد.
2. صفحه نیازمندی‌های روزنامه‌ها و مجلات را فراموش کنید. امروزه بهترین آگهی‌های و فرصت‌های خرید و فروش را می‌توان در وب‌ سایت‌هایی که در این زمینه فعالیت می‌کنند یافت. وب سایت‌های زیادی را می‌توان یافت که در این زمینه در سطح کانادا فعالیت می‌کنند و از جمله معروفترین و موفقترین آنها می‌توان از kijiji.ca و  craigslist.com را نام برد . برخلاف مجلات و روزنامه‌ها برای آگهی گذاشتن در این وب سایت‌ها هزینه‌ای نمی‌پردازید و اگر یکبار خرید یا فروش جنسی از طریق این وب سایت ها را تجربه کنید با من هم عقیده خواهید شد که کارایی آنها اگر بیشتر از روزنامه‌ها و مجلات محلی بیشتر نباشد کمتر نیست.
3. اگر چانه زدن در هنگام خرید اجناس نو و دست دوم را دوست دارید، توصیه می‌کنم که درredflagdeals.net عضو شوید. در این سایت هرچه که بخواهید را خواهید یافت از کوپن‌های تخفیف و مقایسه قیمت‌ها گرفته تا اتاق‌های شلوغ گفتگو (forums) و خریدهای مجانی و رتبه بندی فروشگاه‌ها. اتاق‌های گفتگوی این وب سایت با بیش از 200,000 عضو محل مناسبی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و استفاده کردن از توصیه‌های دیگران در خرید کالایی به خصوص است. این وب سایت را بوک‌ مارک کنید و به خصوص در ماه دسامبر از فلایرهایی که یکی دو هفته قبل از کریسمس و باکسینگ دی در اختیارتان قرار می‌گیرد بیشترین استفاده را بکنید.
4. از کُدهای تخفیفی که می‌توان در خریدها‌ی آنلاین مورد استفاده قرار داد، غافل نشوید. امروزه تعداد بسیار زیادی از کانادایی‌‌ها به خرید آنلاین روی آورده‌اند و هر روز نیز بر این تعداد افزوده می‌شود. بسیاری از فروشگاه‌های زنجیره‌ای مثل Best Buy، Office Depot، Sears و...به شما اجازه می‌دهند که در هنگام خرید آنلاین از فروشگاه‌های اینترنتی‌شان از کُدهای تخفیف استفاده کنید. کُدهای تخفیف بسیاری از فروشگاه‌های بزرگ را می‌توانید در وب سایت‌هایی مثل retailmenot.com، goodbazaar.ca، وcouponcraze.com بیابید.
5. اگر به کتاب و مطالعه کتاب علاقه دارید توصیه می‌شود کتاب مورد نظر خود را به صورت آنلاین بخرید. جالب است بدانید کتابی را که ممکن است در یک کتابفروشی (مثلا فروشگاه Chapters که بزرگترین کتابفروشی زنجیره‌ای در کاناداست) به قیمت 40 تا 50 دلار بخرید، می‌توانید از منابع آنلاین (یا حتی از طریق وب‌سایت خود Chapters یعنی chapters.indigo.ca (به قیمتی بسیار پایین‌تر (گاهی اوقات تا 50 درصد ارزان‌تر) تهیه کنید. معمولا هزینه ارسال نیز در این وب سایت‌ها برای خریدهای بالای 40 دلار رایگان است. از معروفترین وب‌سایت‌هایی که بر فروش کتاب تمرکز دارند می‌توان amazon.ca را نام برد. یکی دیگر از وب سایت‌هایی که می‌توان از آن با تخفیف‌های بسیار خوب کتاب خرید سایتbookcloseouts.com است.
6. هنگامی که می‌توان معاوضه کرد چرا بخرید؟ وب‌ سایت‌هایی وجود دارند که می‌توانید کتاب، سی‌دی‌های موسیقی و فیلم، و بازی‌های ویدیویی خود را در آنها با کتاب و سی‌دی‌های دیگران معاوضه کنید. روش کار بسیار ساده است: حسابی را در وب سایت باز کرده و کتاب‌ها یا دی‌وی دی‌هایی را که استفاده کرده‌اید و دیگر نیازی به آنها ندارید را جهت معاوضه با چیزهای جدید فهرست می‌کنید. بابت هر آیتمی که برای متقاضی می‌فرستید پس از آنکه متقاضی آیتم مذکور را دریافت کرد امتیاز یا کردیت کسب می‌کنید و با استفاده از این امتیازات می‌توانید آیتم‌هایی مورد نظر خود را درخواست کنید. تنها پولی که می‌پردازید هزینه پُست کالاست. از معروفترین این وب سایت‌ها در کانادا می‌توان titletrader.com وbookmooch.com و در آمریکا paperbackswap.com و swaptree.com را نام برد.
7. آمارها نشان می‌دهد که نرخ بنزین در پمپ بنزین‌های کانادایی به طور متوسط در صبح روزهای دوشنبه و پنجشنبه از پایین‌ترین سطح برخوردار است. اگر می‌توانید باک بنزین ماشین خود را در مواقع مذکور پُر کنید. برای یافتن پایین‌ترین نرخ بنزین در منطقه خود در هر روزی که بخواهید می‌توانید از وب سایت gasbuddy.com استفاده کنید.
8. در حال حاضر نرخ بهره وام پایین‌ترین سطح خود را در سالهای اخیر دارد. بنابراین از گزینه تجدید نظر در نرخ بهره وام (refinance) غافل نشوید. اگر بهره‌ای بسیار بالاتر از نرخ کنونی بهره وام می‌پردازید با یک متخصص وام در مورد refinance وام خود مشورت کنید. نرخ بهره وام به حدی کم شده است که در بیشتر موارد حتی اگر جریمه خاتمه زودهنگام ترم وام خود را حساب کنید نیز به صرفه است که اقدام به refinance وام خود کنید. برای اینکه ببینید دقیقا چه مقدار می‌توانید با این کار صرفه جویی کنید می‌توانید از ابزارRefinance Calculator  در وب سایت gmacmortgage.com استفاده کنید.
9. حتما در بسیاری از فروشگاه‌‌ی بزرگ مثل Walmart علامت‌های حراجی که بر روی برخی کالاها نصب شده و مثلا اعلام می‌کند که " دو تا 20 دلار" را دیده‌اید. با دیدن چنین علائمی تصور نکنید که برای استفاده از حراج راهی جز این ندارید که حتما دوتا از جنس مورد نظر را بخرید و درصورت خریدن یکی باید مثلا به جای 10 دلار قیمت حراج جنس، قیمت عادی آن مثلا 15 دلار را بپردازید. اگر فقط به یک عدد از کالای مورد نظر احتیاج دارید همان یک عدد را بردارید زیرا سیستم اسکن کالا در بسیاری از فروشگاه‌ها به نحوی تنظیم نشده است که بتواند برای کالای تک قیمت بالاتری را منظور کند.

نقل از وبلاگ مهاجرت با چشمان باز

راهنمای کاریابی و زندگی در کانادا

دفتر FCRO که تحت نظر وزارت شهروندی و مهاجرت کانادا و به منظور کمک به موفقیت متخصصان و نیروهای کار آموزش‌دیده خارجی و جذب هر چه سریع‌تر آنها در بازار کار کانادا فعالیت می‌کند، اخیرا کتابچه‌ای به نام "Planning to work in Canada? An essential workbook for newcomers" را منتشر و به رایگان در اختیار عموم قرار داده است که حاوی مطالب کاربردی و مفیدی است که مهاجر تازه وارد را به صورت گام به گام با نحوه زندگی و کاریابی در کانادا آشنا می‌کند. اطلاعات ارائه شده در کتابچه مذکور مواردی از قبیل:

  • زندگی درکانادا و اطلاعات مربوط به سازمان‌هایی که برای کمک به مهاجران تازه وارد تاسیس شده‌اند
  • اهمیت دانستن یکی از دو زبان رسمی کانادا
  • کاریابی در کانادا شامل توضیحاتی در مورد مشاغل non-regulated و regulated کانادا، نحوه یافتن فرصت‌های شغل، و مراحل دریافت لایسنس‌ها و گواهینامه‌های حرفه‌ای
  • اهمیت گردآوری و ارائه مدارک و سوابق شغلی
  • گواهینامه‌ها و مدارک تحصیلی کانادایی و نحوه ارزیابی مدارک تحصیلی اخذ شده در سایر کشور

را شامل می‌شود.

این کتابچه که می‌توانید آن را از اینجا دانلود کنید حاصل یکی از صدها طرح‌ و برنامه‌ای است که دولت کانادا به منظور کمک به نیروهای متخصص مهاجر جهت جذب در بازار کار کانادا تدارک دیده‌است. به عبارت دقیق‌تر براساس مصوبه‌ای که اخیرا تصویب و توسط وزرای وزارت توسعه نیروی انسانی و مهارت‌ها (HRSDC) و وزارت شهروندی و مهاجرت کانادا اعلام شد، دولت کانادا طی دو سال مبلغ 50 میلیون دلار برای حمایت از نیروهای آموزش‌دیده و تسریع در ارزشیابی و ارزیابی مدارک و گواهینامه‌های فنی و تحصیلی آنها سرمایه‌گذاری می‌کند و وزارت کار کانادا موظف است تا سپتامبر سال 2009 چارچوب کاری مورد نیاز را آماده کند.

اگر به به تازگی به کانادا آمده‌اید یا قصد دارید در آینده نزدیک به این کشور مهاجرت کنید توصیه می‌کنم راهنمای مذکور را دانلود و آن را مطالعه کنید.

نقل از وبلاگ مهاجرت با چشمان باز

دزدی هویت و مهاجر تازه وارد

زندگی در کشور پیشرفته‌ای مانند کانادا علاوه بر اینکه مزایای غیر قابل انکاری را در اختیار مهاجرتازه وارد قرار می‌دهد، پیچیدگی‌ها خاصی را نیز به دنبال دارد که ممکن است در کشور قبلی محل سکونت فرد یا اصلا وجود نداشته و یا شدت آن به اندازه‌ای نبوده است که حساسیت عموم را برانگیزد و توجه‌ خاص آنان را بطلبد. یکی از این موارد که مقامات رسمی آن را تخلفی روبه گسترش در آمریکای شمالی می‌دانند، دزدی هویت یا Identity Theft است که مهاجران تازه وارد و اصولا کلیه ساکنین کشورهای پیشرفته‌ای مانند کانادا باید به درستی ابعاد آن را بشناسند و برای حفاظت از اطلاعات شخصی خود اهمیت خاصی قائل شوند.
دزدی هویت عبارتست از جمع آوری و استفاده از اطلاعات شخصی افراد حقیقی یا حقوقی به صورت غیر مجاز و به منظور کسب منافع غیر قانونی. سارقان هویت قادرند با استفاده از نام، تاریخ تولد، آدرس، شماره بیمه اجتماعی (SIN)، شماره و مشخصات حساب بانکی، شماره کارت اعتباری، و سایر اطلاعات شخصی افراد به نام ایشان حساب بانکی بازکرده، تقاضای کارت اعتباری نموده، وام و تسهیلات بانکی و دولتی گوناگون دریافت کرده، اتومبیل و تجهیزات مختلفی را خریداری یا اجاره نموده، و یا حتی به استخدام کارفرمایی درآمده و در نهایت انبوهی از صورتحساب‌های پرداخت نشده و بدهی‌های معوق را برای شخص قربانی باقی گذاشته و سابقه اعتباری وی را مخدوش کنند. برای اینکه خوانندگان عزیز با ابعاد مشکل و نرخ رو به گسترش آن در امریکای شمالی بیشتر آشنا شوند بد نیست اشاره ‌کنم که شکایات مرتبط با دزدی هویت در ایالات متحده امریکا از 31,117 مورد در سال 2000 به 161,819 شکایت در سال 2002 افزایش یافته یعنی طی تنها دو سال با 5 برابر رشد روبرو بوده است. در کانادا نیز هرچند تعداد شکایات در دوره زمانی مشابه کمتر بوده است اما نشانگر نرخ رشد تقریبا یکسانی است. در حال حاضر دو دفتر اعتباری مهم کانادا یعنی Equifax و Trans Union هر کدام هرماهه 1400 تا 1800 مورد شکایت مربوط به سرقت هویت را دریافت می‌کنند.
به طور خلاصه موارد زیر را می‌توان به عنوان روشهای عمومی مقابله با پدیده سرقت هویت برشمرد:

  • کلیه کارت های اعتباری خود را به محض دریافت امضا کنید و کارت‌هایی را که استفاده نمی‌کنید کنسل نموده و مستهلک نمایید.
  • فهرستی از تمام کارت‌های اعتباری مورد استفاده تهیه نمایید تا به محض گم شدن هریک با شرکت صادر کننده تماس گرفته و با ارائه شماره کارت آن را غیر فعال نمایید.
  • تنها کارت‌های مورد نیاز را حمل کنید و تا حد امکان از به همراه داشتن کارت‌های هویتی به خصوص کارت SIN  خودداری کنید.
  • هر ماه صورتحساب‌های مربوط به کارت‌های اعتباری و حساب‌های بانکی خود را به دقت بررسی کنید و هرنوع مورد مشکوکی را گزارش و پییگیری نمایید.
  • توجه داشته باشید که زیر و رو کردن زباله‌ها یکی از روشهای برخی سارقان هویت به منظور فراهم کردن اطلاعات مورد نیازشان است. بنابراین برگه‌های صورتحساب، نامه‌ها، پاکت‌های نامه، و اصولا هر نوع کاغذ و یادداشتی که نام و آدرس، مشخصات مالی، شماره کارت اعتباری، شماره بیمه اجتماعی، شماره بیمه درمانی، عکس و یا سایر اطلاعات شخصی شما در آن وجود دارد را قبل از دور انداختن و بوسیله دستگاه‌ کاغذ خورد کن یا shredder رشته رشته کنید و یا اگر این دستگاه را در اختیار ندارید اعداد و اطلاعات مذکور را با استفاده از خودکار یا ماژیک از بین ببرید.
  • حداقل سالی یک مرتبه گزارش اعتباری خود را از طریق دفاتر صدور گزارش اعتباری تهیه کرده و مطمئن شوید که فعالیت یا بدهی‌ مشکوک و غیر قابل قبولی در آن وجود ندارد.
  • به طور کلی نسبت به در اختیار گذاشتن اطلاعات شخصی به خصوص از طریق اینترنت و تلفن مراقب باشید و هنگامی که ناگزیر به ارائه اطلاعات هستید، به حداقل مورد نیاز اکتفا نموده و حدالامکان از رد و بدل کردن اطلاعات مهم از طریق اینترنت (به خصوص اینترنت بیسیم) یا تلفن (به خصوص تلفن بیسیم) خودداری کنید و در صورت امکان از مودم‌هایی استفاده کنید که داده‌ها را قبل از ارسال کُد گذاری کرده و به رمز درمی‌آورند.
  • بانکها و شرکت های کارت اعتباری برای ارتباط با مشتریان خود از ایمیل استفاده نمی‌کنند و یا حد اقل پیغامهای مهم را از طریق ایمیل برای مشتری خود نمی فرستند و در این موارد همواره از ارسال نامه بوسیله پست استفاده می کنند. بنابراین هیچگاه به ایمیل‌هایی که به ظاهر توسط بانک یا شرکت کارت اعتباری ارسال شده و اطلاعات شخصی شما را درخواست می‌کنند، اعتماد نکنید.
  • اگر برگه‌های صورتحساب یا نامه‌‌هایی را که هرماهه و در دورهای زمانی مشخص ارسال می‌شوند را دریافت نکرده‌اید و مشکوک به redirect شدن نامه‌هایتان توسط شخص سومی هستید با اداره پست تماس بگیرید.
  • در انتخاب اسم رمز (password) و یا شماره pin دقت کنید و از برگزیدن اسامی رمز آسان و مواردی که بر اساس اطلاعات شخصی شما و به راحتی قابل حدس زدن هستند، اجتناب کنید.
  • نقل از وبلاگ مهاجرت با چشمان باز

تلفن‏هاى رایگان(Toll Free)و شماره‌های اطلاعات و تفریحات

در کانادا (و آمریکا) شماره‏هاى Toll Free یا رایگان که با پیش شماره های 800، 888، و 877 مشخص مى‏شوند، توسط مشاغل مختلف، سازمان‏ها و نمایندگى‏ها، و ادارات دولتى ارائه مى‏گردند. بسیارى از این سازمان‏ها و مشاغل، شماره‏هاى رایگان خود را در مکاتبات، آگهى‏هاى تبلیغاتى و بر روى تمامى اسناد و مدارک خود ارائه کرده و معمولاً در راهنماى تلفن و در کنار شماره تلفن‏هاى معمولى خود به شماره تلفن رایگان نیز اشاره مى‏کنند. اکثر شماره‏هاى رایگان براى تماس گیرندگان راه دور است (معمولاً براى تماس گیرندگان محلى شماره محلى ارائه مى‏شود). با بسیارى از شماره تلفن‏هاى رایگان مى‏توان از خارج از آمریکاى شمالى نیز تماس گرفت که البته ممکن است رایگان نباشد. براى کسب اطلاع از شماره‏هاى رایگان مى‏توانید با دایرکتوری شماره های رایگان کانادا (به شماره تلفن 1212 555 800-1)تماس بگیرید.
نکته مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کنم این است که شماره تلفن‏هاى رایگان را با شماره‏هاى اطلاعات و مراکز تفریحى و سرگرمى که با شماره 900 شروع مى‏شوند و تماس با آنها گران است اشتباه نگیرید. با تماس با شماره تلفن‏هاى مربوط به اطلاعات مى‏توانید به اطلاعات مختلفى در زمینه موضوعاتى مانند بهداشت و سلامت، آب و هوا، وضعیت جاده‏ها و ورزش دست یابید. شماره‏هاى مربوط به سرگرمى و تفریحات خطوط موسیقى، خطوط گفتگو، مسابقات، طالع بینى، و غیره را شامل مى‏شود. معمولاً این شماره ها توسط کلاهبردارانى ارائه مى‏شود که پیشنهادات‏شان آنقدر خوب است که نمى‏تواند واقعیت داشته باشد، مانند کسانى که پیشنهاد اعتبارهاى تضمینى یا وام‏هاى نقدى با سود خیلى کم را ارائه مى‏کنند. به خاطر داشته باشید که این شرکت‏ها معمولاً از طریق پولى که از مکالمات مشتریان خود بدست مى‏آورند، زندگى مى‏کنند. هر چه مکالمه طولانى‏تر باشد، سود بیشترى مى‏برند. در واقع استفاده از شماره‏هاى اطلاعات / سرگرمى یک صنعت رو به رشد چندین میلیون دلارى است. معمولاً هزینه مکالمات آن دقیقه‏اى حدود 1 دلار و 99 سنت تا 9 دلار و 99 سنت است. البته در برخى از شماره‏ها هزینه حداکثرى وجود ندارد. از برقرارى تماس با شماره تلفن‏هاى تبلیغاتى که هزینه تماس به روشنى در آنها بیان نمى‏شود، خوددارى کنید. همچنین در نظر داشته باشید برخى از اطلاعاتى که از طریق تماس با این تلفن‏ها قابل دسترسى است را مى‏توان به طور رایگان و از طریق تماس با خدمات عمومى و دولتى بدست آورد.
بیشتر شرکت‏هاى تلفن داراى خدماتى هستند که مى‏توانید با استفاده از آنها تماس با شماره‏هاى داراى پیش شماره 900 (و حتى برقرارى تماس‏هاى راه دور) را مسدود کنید. در صورتى که از یکى از شماره‏هاى داراى پیش شماره 900 شکایتى داشته باشید، مى‏توانید با  Canadian Radio-Television & Telecommunictions Commission (با شماره تلفن 2782 249-877 و آدرس اینترنتى www.crtc.gc.ca) تماس بگیرید.

نقل از وبلاگ مهاجرت با چشمان باز

NOC یا فرانسه آن CNP

provinces

اگر قصد مهاجرت به کانادا را داشته و مطالبی که در وب‌سایت‌ها، وبلاگ‌ها و مجلات مختلف در این زمینه منتشر می‌شود را پیگیری کنید حتما با ارجاعات زیادی که به فهرست ‌NOC ‌‌‌و به طور مشخص سطوح مهارتی 0، A، و B شده است مواجه شده‌ و شاید این سوال براتون پیش‌ اومده باشه که اصلا این جدول NOC چیه و به چه دردی می‌خوره؟

NOC که مخفف National Occupational Classification یا اگه بخوام دقیق‌تر بگمCanadian National Ocupational Classification است در واقع نوعی متد و چارچوب استاندارد برای دسته بندی عناوین شغلی موجود در بازار کار کاناداست که در سطح ملی پذیرفته شده و در حال حاضر بیش از 30,000 عنوان شغلی رو در بیش از 520 گروه در برمی‌گیره. این فهرست برای گردآوری و دسته‌بندی آمارهای شغلی و تدارک و تبادل اطلاعات بازار کار کانادا مورد استفاده قرار می‌گیره و هر چند سال یکبار به روز ومشاغل جدیدی به اون اضافه میشه. دو معیار اصلی که بر اساس اونها مشاغل در این فهرست دسته بندی شد‌ه‌اند یکینوع مهارت (skill type) و دومی سطح مهارت (skill level) است. سطح مهارتمعممولا بر اساس میزان و نوع تحصیلات و آموزش‌های مورد نیاز برای انجام شغل مورد نظر تعریف میشه و به طور کلی چهار سطح مهارتی در NOC تعریف شده که عبارتند از:

A: مشاغلی که به مدرک دانشگاهی (لیسانس، فوق لیسانس، و دکتری) نیاز دارند

B: مشاغلی که نیاز به دو تا سه سال تحصیل در کالج‌ها یا آموزشگاه‌های فنی حرفه‌ای؛ یا دو تا پنج سال کارآموزی؛ و یا سه تا چهار سال آموزش دبیرستانی و بیش از دو سال آموزش حین کار و تجربه کاری دارند

C: مشاغلی که به یک تا چهار سال آموزش دبیرستانی، یا تا دو سال آموزش حین کار و تجربه کاری نیاز دارند

D: مشاغلی که برای انجام آنها تحصیلات و آموزش خاصی مورد نیاز نیست

نوع مهارت بر اساس شرح وظایف و نوع کار تعریف میشه. در NOC مشاغل به 10 نوع کلی تقسیم شده اند که عبارتند از: نوع 0 برای مشاغل مدیریتی؛ نوع 1 برای مشاغل بیزنسی و مالی؛ نوع 2 برای مشاغل مرتبط با علوم طبیعی و کاربردی؛ 3 برای مشاغل و خدمات درمانی و بهداشتی؛ 4 برای علوم و خدمات اجتماعی، مشاغل آموزشی، مشاغل دولتی و مذهبی؛ 5 جهت مشاغل هنری، فرهنگی و ورزشی؛ 6 برای فروش و مشاغل خدماتی؛ 7 جهت حرفه‌ها و مشاغل فنی و کاربران و رانندگان وسایل نقلیه و ماشین‌آلات سنگین؛ 8 برای مشاغل سرپرستی و کاربری ماشین‌آلات موجود در صنایع مرتبط با منابع طبیعی مثل معدن، نفت و گاز، الوار و جنگلداری؛ و بالاخره 9 جهت مشاغل سرپرستی و کاربری  ماشین‌آلات صنایع تولیدی. شرح وظایف و پیش‌نیازهای هر شغل در فهرست NOC به تفصیل بیان و به هر عنوان شغلی در این فهرست یک کد چهار رقمی اختصاص داده شده است. برای مثال به عنوان شغلی دندانپزشک کد چهار رقمی 3113 اختصاص داده شده. اولین رقم هر کد نشانگر نوع مهارت مورد نیاز شغل است و دومین رقم سطح مهارت مورد نیاز را مشخص می‌کند (عدد 1 برای سطح A، 2 یا 3 برای سطحB، 4 یا 5 برای سطح C، و عدد 6 برای سطحD). برای مثال کد 3113 نشانگر شغلی با نوع مهارت 3 (مشاغل و خدمات درمانی و بهداشتی) و سطح مهارت A (مشاغلی که نیاز به تحصیلات دانشگاهی و مدرک لیسانس، فوق لیسانس یا دکتری دارند) است. بنابراین وقتی که مثلا عنوان میشه برای اینکه واجد شرایط استفاده از گروه مهاجرتی تجربه کانادایی (CEC) جهت مهاجرت به کانادا باشید باید عنوان شغلی‌تان در فهرست NOC از نوع 0 یا در یکی از سطوح مهارتی Aیا B باشد، به این معنی است که باید اولین رقم کد شغلی که در فرم تقاضا به عنوان شغل خود مشخص کرده‌اید عدد صفر و یا دومین رقم این کد یکی از اعداد 1، 2، و یا 3 باشد. جزییات بیشتری در رابطه با کدبندی مشاغل وجود داره که می‌تونید در اینجا ببینید و همچنین می‌تونید کدهای اختصاص داده شده به شغل‌های مختلف رو از این طریق جستجو کنید.

نقل از وبلاگ مهاجرت به کانادا با چشمان باز


مکانهای دیدنی مونترال

Places in Montréal you should not Miss

مکانهای دیدنی مونترال که خیلی هم قشنگ هستند ،آخر هفته ها هم میشه رفت 

Old Montréal: Old Montréal (Le vieux Montréal) visually remembers the old settlement of Ville-Marie, located near the St-Lawrence River, south of downtown. The age of the buildings range from the 17th century to early 20th century. At the center of it all is Place Jacques Cartier, in front of Montréal’s historic City Hall. The most interesting streets are St-Paul, de la Commune and St-Jacques.

Basilica of Notre-Dame: This is one of North America's largest and most historic cathedrals. It can seat 5000 people. Built between 1824 and 1829 in the neo-gothic style, Notre-Dame will remind you of some of Europe's famous cathedrals.  

Museum of Contemporary Arts: Called the museum of the twenty-first century, this museum is situated next to Place des Arts, making it part of the only cultural complex in Canada devoted to both the performing and visual arts. It is also the only Canadian institution dedicated exclusively to contemporary art.

Montréal Biodome: Best described as a museum of the environment; the Biodome is an interesting recreation of four distinct ecosystems. You'll find woodlands typical of the Canadian shield, a marine zone similar to the Gulf of St. Lawrence, a tropical rainforest and a Polar climate. Each eco-zone is dutifully recreated and includes appropriate plants and wildlife.

Olympic Stadium and Montréal Tower: The stadium was built when Montréal hosted the 1976 Olympics. Over-hanging the stadium is the world's tallest inclined tower. A cable car will take you 175 meters to the top where you can get quite a good view of the city
این یکی رو ما قسمت شده دیدیم،خیلی خیلی قشنگه و جالب ،استادیوم برای المپیک 1976 مونترال ساخته شده و عظمتی داره که بیایید و ببینید ،با آسانسور تا بالای برجش میروید و از اونجا مونترال زیر پاتونه 
اگه مونترال رو 100 تا قشنگ میدونستید میبینید 100000 قشنگه ،حتما اگه اومدید برید و ببینید،قید نفری 15$ رو بزنید ،گدابازی بعضی جاها بر نمیداره.....

Les Grands Ballets Canadiens de Montréal: This dance company was founded in 1957. Since then, it has made a significant contribution to the evolution of dance in Canada and is now highly respected throughout the world.

The Montréal Casino:  Self-control is very important here; feel lucky?  Try the casino.  I haven’t won anything, but hey, play a dollar for me!

Montréal Botanical Gardens: Established in 1931, this is now the third largest botanical garden in the world. It has ten greenhouses for you to visit and thirty different outdoor gardens comprising about 26,000 varieties of plants. There is also a tree house where you can learn about Quebec's forests and how trees contribute to Montréal's green urban environment.

Montréal Jazz Festival: Plan to visit the city at the end of June for this world-renowned music festival. Many of the shows are free and are held at various venues throughout the city. The streets are packed with music fans and partygoers.

Just for Laughs Comedy Festival: Prepare to fall off your chair laughing! This is a bilingual festival that attracts more than 200 performers and half a million comedy lovers. Some acts are free, while others require paid-ticket bookings.

Air Canada Grand Prix Racing enthusiasts will want to visit Montréal in early June to see this event, the only Formula 1 race in North America.

Montréal World Film Festival If you're visiting Montréal in the early fall; plan to see some of the films screened at this festival. The festival is held at several theatres around town and attracts celebs and industry people from every corner of the globe.

The Montréal Canadiens are a hockey legend in this town.  They are the ‘winningest’ team in any professional sport’s history!  If you are here during the winter, you must check them out!  Also check out their home, the Bell Centre, where most of your favorite singers perform!

The Montréal Allouettes are one of the toughest teams in the Canadian Football League! Watch them play into the late autumn, but don’t get too close, or you just might end up getting squished!

The Montréal Impact is Montréal’s cool soccer team.  If you like soccer, you’ll love the impact!

What About Montréal’s Secret Spots?

§Montréal Museum of Fine Arts is the oldest museum in Canada.  It has a great collection not to be missed.

§The Canadian Centre of Architecture is situated just off Réne-Lévesque Blvd West at 1920 Baile Street and is well worth the visit. You'll find an interesting bookshop on the architecture and design found in Montréal.

§
Place des Arts contains a large terrace where you can lounge in the sun while listening to street musicians, and soaking up the ambiance of Montréal. It is also the site for some special events such as the annual International Jazz FestivalFrancophiles, and the World Beer Festival.

§The Latin Quarter is a neighbourhood with lots of cafés, bars, restaurants and theatres. The main streets are St-Denis, St-Laurent (between Sherbrooke and Rachel) and St-Catherine between St-Laurent and Berri. Awesome jazz in this part of town!

§St-Sulpice Seminary is the oldest building still standing in Montréal, built in 1685. It is located right next to Notre-Dame Basilica in Old Montréal.

§Schwartz's Deli at 3895 St-Laurent is considered by many to have the best smoked meat in the world. You can't visit Montréal without sampling the local specialty -- a smoked meat sandwich.

§Crescent Street is located in the heart of downtown; perhaps the most popular streets to frequent, it is loaded with bars, restaurants, great shopping, and incredibly trendy nightlife!

§Jean-Talon market is an interesting open market in Little Italy where you can buy fresh, local vegetables, fruit and other produce.

§St-Laurent Blvd is the trendiest part of Montréal.  Packed with upper end dining, it is the place to see and be seen!  Great clubs line the street, making it very inviting for the stars!

§Fairmont Bagels between Park Street and St Urbain on Fairmont is famous for its Montréal-style bagels, which are sought the world over. Double-boiled and baked in a wood oven just the way they're supposed to be!

§Tam-tam on Mount-Royal during summer Sundays is a very popular weekly drum and percussion fest. It's near the Cartier monument and part of the Mount-Royal Park; the entrance is off Park Ave.

§St-Joseph Oratory and Sanctuary Garden is situated on the north side of Mount Royal. It's a Montréal landmark worth visiting

این رو هم ما قسمت شده و دیدیم ،خیلی قشنگه،بزرگترین ارگ دنیا تو این کلیسا قرار داره،هنر دوستان خیلی از اینجا لذت میبرند.

§The Old Fortifications are walls that once protected the settlement of Ville-Marie. Some parts are still standing behind the city hall on the Champs-de-Mars and in the Pointe-à-Callière Museum.

نوشتن رزومه ترکیبی - راهنمای کاریابی در کانادا


رزومه ترکیبی

رزومه ترکیبی چیست چیست؟

رزومه ترکیبی Combination Résumé ترکیبی از دو رزومه سابقه کار Chronological و توانمندی/مهارتیFunctional/Skills است. این نوع رزومه معمولا وقتی نوشته می شود که قصد دارید در زمینه ای کار کنید که سال هاست در آن تجربه دارید و در ضمن داشتن مهارت های خاص در کنار تجربه برای استخدام شدن از اهمیت خاصی برخوردار است.

ویژگی های رزومه ترکیبی چه باید باشد؟

هنگام نگارش رزومه ترکیبی مسایل زیر را در نظر داشته باشید:

  • هدف از این نوع رزومه همچون سایر رزومه ها تشویق کارفرما به دعوت کردن شما به مصاحبه و در نهایت استخدام است؛ بنابراین دقت کنید که متن روزمه از نظر املا و دستور زبان مشکلی نداشته باشید.
  • سعی کنید ضمن مطرح کردن تمام مسایل مهم تا حد ممکن تعداد صفحات رزومه خود را محدود کنید (حتی المقدور به یک یا دو صفحه).
  • از نوشتن جملات طولانی خودداری کنید. همچنین فقط برروی مسایلی تأکید کنید که با کار مورد نظر شما مرتبط است. دقت نمایید که در مرحله رزومه خوانی کارفرما حوصله مطالعه نوشته های طولانی را ندارد. شرح و تفصیل را بگذارید برای مصاحبه.
  • در عین خلاصه نویسی دقت کنید که کلمات کلیدی از قلم نیافتند. بسیاری از کارفرماهای بزرگ، ابتدا رزومه ها را به وسیله کامپیوتر اسکن می کنند تا فقط رزومه هایی توسط کارمندانشان مطالعه شود که با شغل موجود، هماهنگی نزدیک داشته باشند. اگر کلمات کلیدی که به کار می برید با شرح وظایف و همین طور مهارت های مورد نیاز هماهنگی نداشته باشد، ممکن است رزومه شما هیچ گاه به وسیله یک انسان مطالعه نشود و از قلم بیافتد.

بخش های اساسی روزمه ترکیبی

همان طور که در سایر نوشته های رزومه نویسی شرح داده شد، برای رزومه یک فرم استاندارد وجود ندارد. با این وجود بخش هایی که در زیر مطرح می شوند کم و بیش در رزومه های ترکیبی دیده می شوند. در صورت صلاحدید می توانید از ذکر بعضی از این بخش ها خودداری کنید (کما اینکه در نمونه رزومه ای که آمده بعضی از این بخش ها موجود نیست [لینک]). همچنین اگر لازم باشد، می توانید بخش یا بخش های دیگری را نیز به رزومه خود اضافه کنید.

  1. مشخصات فردی: نام و نام خانوادگی، آدرس و شماره تماس خود را در بالای تمام صفحات رزومه بنویسید (می توانید نوشتن آدرس را فقط به صفحه اول محدود کنید). بگذارید که نام شما در ذهن کارفرما نقش ببندد.
  2. شرح اینکه به دنبال چه هستید Professional Objective and Profile: در این بخش در قالب چند جمله شرح می دهید که قصد دارید در چه نوع کاری مشغول به کار شوید و چگونه سوابق شما با این نوع کار هماهنگی دارد.
  3. خلاصه ای از توانمندی ها Qualifications and/or Skills: در این بخش به اختصار و فهرست وار برخی از  توانمندی ها و ویژگی های مثبت خود را که با شغل مورد درخواست هماهنگی دارد بنویسد. مثلا اگر قبلاً مدیریت ۱۵ نفر را در یک پروژه ۶ ماهه به عهده داشته اید و شغل مورد نظر هم به دنبال یک مدیر لایق است، حتماً این مساله را ذکر کنید. همان طور که در نمونه رزومه آمده است می توانید این بخش را به چند سرفصل تقسیم کنید نظیر Management Accountability (مسؤولیت های مدیریتی)، Planning (برنامه ریزی)، Problem Solving Abilities (توانایی در حل مشکلات و ارائه راه حل)، Sales Experience (سابقه در کار فروش)، Supervision/Training (آموزش و نظارت بر کارکنان)، Accomplishments (موفقیت هایی که تا کنون کسب کرده اید)، Marketing Experience (تجربه در بازاریابی)،  Design Experience (سابقه کار طراحی)، Organizational Skills (مهارت های سازمانی)، Computer Skills (مهارت های کامپیوتری)، Communication Skills (توانایی در ارتباط با سایر کارکنان و مشتریان) و غیره. بدیهی است که این سرفصل ها کاملاً بستگی به تخصص ها و مهارت های شما و نیز نوع شغلی دارد که برای آن اقدام می کنید.
  4. سابقه کار Employment History: این بخش از اهمیت خاصی برخوردار است. در این بخش فعالیت های شغلی خود را به ترتیب از جدیدترین به قدیمی ترین بنویسد. در مورد هر محل کار، نام شرکت یا سازمان را بنویسید. تاریخ شروع و خاتمه کار را ذکر کنید (نوشتن ماه و سال کافی است)، عنوان شغلی خود را درج کنید و از ذکر محل شرکت (شهر و کشور) غافل نشوید. دست آخر هم بد نیست به ذکر اهم کارهایی که در شرکت انجام داده اید بپردازید. اگر همچنان بر سر کار هستید به جای تاریخ خاتمه کار کلمه Present را ذکر کنید. دقت فرمایید که تاریخ ها به میلادی نوشته شوند.
  5. کارهای داوطلبانه Volunteer Work: اگر علاوه بر کارهای عادی فعالیت های داوطلبانه هم داشته اید در این بخش ذکر کنید. در اینجا هم از جدید به قدیم و به شیوه روش معرفی سابقه کار عمل کنید.
  6. تحصیلات Education: به صورت خلاصه فهرست مدارک تحصیلی خود را از جدیدترین به قدیمی ترین با ذکر نام دانشگاه یا مؤسسه آموزشی، محل مؤسسه آموزشی، تاریخ کسب مدرک و عنوان آن بنویسید.
  7. عضویت در انجمن ها Membership: اگر عضو انجمن هایی هستید که با کار مورد نظر شما مرتبط هستند، در این بخش ذکر کنید. برای مثال اگر کار مورد تقاضایتان نیازمند سخنرانی در مکان های مختلف است و شما عضو فعالی از Toastmasters هستید حتماً ذکر کنید. همچنین از ذکر عضویت در انجمن های تخصصی غافل نشوید. البته فقط انجمن ها و باشگاه هایی را ذکر کنید که با کار مورد نظر شما مرتبطند. از ذکر عضویت در سازمان های مذهبی و س.ی.ا.س.ی خودداری کنید (مگر در شرایط کاملاً خاص).
  8. معرف ها References: شرکت های کانادایی معمولا از شما بین ۳ تا ۵ معرف می خواهند. بهتر است این معرف ها کسانی باشند که با شما همکار یا مدیر شما بوده اند. اگر از قبل، فهرست معرف های شما مشخص است می توانید نام، ایمیل و شماره تلفن آنها را در این بخش ذکر کنید. فقط مطمئن شوید که معرف ها از این کار راضی هستند. چنانچه در مرحله ارسال رزومه هنوز معرف هایتان قطعی نشده اند، بد نیست جمله References available on request یا چیزی شبیه آن را در پایان رزومه بنویسید.

برای مشاهده یک نمونه رزومه ترکیبی کانادایی اینجا کلیک کنید. بار دیگر تأکید می کنم که رزومه نویسی یک فرم استاندارد ندارد و هدف نهایی آن دعوت به مصاحبه و استخدام است؛ بنابراین همواره بعد از نوشتن رزومه آن را از زوایای مختلف (مثلا قابل خواندن بودن، مرتبط بودن، منظم و مرتب بودن و نداشتن اشکالات گرامری و املایی) مورد بررسی قرار دهید و با قاضی کردن کلاه خود تغییرات لازم را اعمال کنید. در ضمن اگر در کانادا زندگی می کنید می توانید به یکی از مراکز کاریابی دولتی مراجعه کنید تا رزومه شما را مورد بررسی قرار دهند و در صورت لزوم تصحیح کنند.

نقل از سایت مهاجران کانادا